تبليغاتX
لحظه های حضور

لحظه های حضور

وبلاگ شخصی محمد حسین آزادبخت

در آستانه برگزاری دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی


اشتباه استراتژیک جبهه متحد اصولگرایان


در آستانه کمتر از دو هفته مانده به دور دوم انتخابات مجلس شورای اسلامی که در آن قرار است تکلیف 70 کرسی مجلس شورای اسلامی از جمله پایتخت مشخص شود متاسفانه اخبار ناخوش آیندی از درون جبهه متحد اصولگرایان به عنوان اصلی ترین گروه سیاسی حاضر در رقابت انتخاباتی دور دوم به گوش می رسد که به هیچ وجه مطلوب حامیان این جبهه نیست .



جبهه متحد اصولگرایان که به عنوان مدل مهم و موثر وحدت در آستانه انتخابات مجلس شورای اسلامی تحت حمایت حضرات آیات مهدوی کنی و یزدی شکل گرفت در دور اول انتخابات مجلس شورای اسلامی اگرچه توانست در سطح کشور بسیاری از نامزدهای خود را روانه مجلس شورای اسلامی کند اما در حوزه انتخابیه تهران که مهم ترین حوزه انتخاباتی به شمار می رفت در دور اول نتوانست به توفیق چندانی دست پیدا کند و نامزدهایش به همراه شماری از کاندیداهای جبهه پایداری به دور دوم انتخابات راه یافتند . با نگاهی کوچک به آنچه که در دور اول انتخابات مجلس در درون جبهه متحد اصولگرایان گذشت به خوبی می توان دریافت که عدم همسویی های برخی اعضای این جبهه که قصد داشتند به هر ترتیب ممکن سند پیروزی جبهه را به نام خود بزنند کار را به جایی رساند که لیست ارائه شده در دور اول مورد انتقاد بسیاری از دلسوزان جریان اصولگرایی قرار گرفت . اگرچه نمی توان همه موضوع رای نیاوردن اکثریت جبهه متحد را در دور اول به پای نام های موجود در لیست نوشت و شرایط بسیاری از جمله حضور غیر قابل پیش بینی و تاثیرگذار مردم و شکست رای ها در بیش از پانصد کاندید تهران و مسائل دیگری از این دست هم در این عدم رای آوری موثر بوده اند اما نمی توان از اشتباهات دوستان عزیز حاضر در مرکزیت جبهه نیز چشم پوشی کرد .

نویسنده این سطور به عنوان یک فعال سیاسی و رسانه ای که خود از حامیان جبهه متحد اصولگرایان به شمار می رود تنها به دلیل نگرانی های موجود در آستانه دور دوم انتخابات به نوشتن این یادداشت دست زده است تا به مثابه یک نقد سازنده درون گفتمانی بتوان جلو برخی اشتباهات که در دور اول روی داد را گرفت و از طرف دیگر هم مانع از شکست اتحاد در دور دوم انتخابات شد . به طور یقین اگر بسیاری از دوستان اصولگرا که خود از کاستی ها و اشتباهات جبهه متحد در دور اول رنج برده اند نیز با نقدی صحیح اهمیت اجتناب از خطا را در روزهای باقی مانده تا دور دوم گوشزد کنند می توان به پیروزی قاطع در روز 15 اردیبهشت امیدوار بود .

فارغ از انتقادهای جدی که به نوع فعالیت های تبلیغی، موضع گیری ها و عدم ارائه برنامه های مناسب در دور اول انتخابات وجود داشته و به یقین برای دور دوم باید به طور جدی اصلاح شود اکنون موضوعی که به شدت نگران کننده به نظر می رسد از بین رفتن اتحاد در مجوعه ای است که با هدف اتحاد پا به عرصه وجود گذاشته است . عملکرد ضعیف برخی افراد اجرایی و ستادی جبهه متحد در دور قبل که بسیاری از کاندیداها را ناگریز به فعالیت تک نفره و خارج از لیست کرد امروز نیز سبب شده است که احزاب و گروه هایی که از ابتدا اتحاد ذیل نام جبهه با پیروی از جامعه روحانیت مبارز و جامعه مدرسین را پذیرفته بودند در روزهای اخیر اعلام کنند که فعالیت هایی را برای تبلیغ نامزد های مورد حمایت خود انجام می دهند . به طور مثال محمد رضا با هنر چند روز قبل خبر داده بود که جبهه پیروان خط امام و رهبری از ائتلاف 10 الی 11 نفره ای از نامزد های خود که درون جبهه متحد اصولگرایان قرار دارد حمایت می کند . همچنین روز گذشته نیز اعلام شد طیف اصولگرایان تحول خواه و جمعیت رهپویان و ایثارگران نیز علاوه بر حمایت از کلیت لیست جبهه متحد از نامزدهای خود به طور جداگانه حمایت می کنند .

این چند پاره شدن از آن جایی خطرناک است که در مرحله دوم انتخابات از هر دو نفر یک نفر به مجلس شورای اسلامی راه پیدا می کند و در حالی که رقیب همه تلاش خود را بر حمایت از لیست واحد خود گذاشته است باید شاهد این باشیم که گروه های مختلف ذیل نام جبهه در یک اقدام خودخواهانه دست به ائتلاف سازی زده و برای کار خود نیز دلیل بیاورند که این کار مانع از حمایت از لیست کلی نیست . این در حالی است که ائتلاف سازی زمانی موثر است که گروه های خارج از چارت جبهه متحد اصولگرایان در اعلام لیست های خود نام کاندیداهای جبهه متحد اصولگرایان را درج کنند نه اینکه احزاب زیر مجموعه مدل وحدت هر کدام توان مجموعه خود را صرف رای آوردن افراد منسوب به خود کرده و نسبت به لیست کلی بی تفاوت باشند .

به هر حال موضوعی که در این شرایط باید به سرعت مورد توجه قرار گیرد این است که جبهه متحد اصولگرایان باید در روزهای باقی مانده تا انتخابات دور دوم با بهره گیری از نظرات جامعتین همه تلاش خود را بر حفظ وحدت و ضرورت کار تشکیلاتی برای رسیدن به جایگاه مورد نظر به کار گیرد و از هرگونه اختلاف نظری که بر روند وحدت تاثیر بگذارد جلوگیری کند تا شاهد این باشیم که اکثریت قاطع این جبهه در انتخابات دور دوم به مجلس شورای اسلامی راه پیدا کند .

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 19:53 توسط م.ح.آ|

تشویق پرسپولیس در روزی که همه قرمز بودند


دو روز قبل برای بازی حساس پرسپولیس و الغرافه قطر به همراه مهندس بذرپاش به استادیوم رفتیم . اگرچه خودم استقلالی ام  اما خیلی دوست داشتم به خاطر موقعیت حساس این بازی به ورزشگاهبرم . به مهندش بذرپاش خیلی اصرار کردم که به ورزشگاه بیاید حتی به رویانیان زنگ زده بودم که مقدمات حضورش رو فراهم کنه اما مهندس زیاد راضی نبود چون اخلاقاٌ با اینکه کاندیده اگه کوچکترین حرکتی رنگ تبلیغاتی بگیره مخالفه . خدا خیرش بده انصافاٌ تو عرصه سیاست یکی از با اخلاق هاست که من در کنارش کلی چیز یاد می گیرم . بالاخره مهندس با یک امداد غیبی با من و یکی از دوستان اومد و به نیمه دوم بازی رسیدیم و بازی را از نزدیک دیدیم . دقایق آخر مهندس به من اشاره کرد که بریم همین که پاشدیم پرسپولیس یه گل زد و ما نشستیم حتی محسن رضایی که از پاویون رفته بود بیرون هم سریع برگشت که در شادی هوادارها سهیم باشه اما شانس یار نبود و یه گل خوردیم . به هر حال بازی خوبی بود و هوادارها هم از حضور چهره جوان سیاسی کشور مهندس بذرپاش کنار خودشون کلی به وجد اومدن . یکی دو تا عکس از این بازی :





پ.ن: سعی می کنم خاطرات بیشتری از فعالیت در عرصه سیاسی و پشت پرده ها و نکات جالب را از این به بعد اینجا بنویسم .

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 1:55 توسط م.ح.آ|

واکاوی اهداف پشت پرده سفر فرستاده ویژه سازمان ملل به تهران

ایران رمز موفقیت ماموریت عنان




کوفی عنان دبیر کل سابق سازمان ملل متحد و نماینده فعلی این سازمان برای حل و فصل مناقشات دمشق در حالی وارد فرودگاه مهرآباد تهران شده است که بسیاری از نگاه های بین المللی برای پایان بحران سوریه به راهکار های جمهوری اسلامی ایران دوخته شده است .

بیش از یک سال است که مردم و دولت سوریه در امتداد جریان بیداری اسلامی در منطقه خاورمیانه درگیر ناآرامی هایی هستند که جنس آن با حوادث روی داده در کشورهایی نظیر مصر، یمن، لیبی و تونس متفاوت است . نا آرامی های سوریه توسط گروه های مسلحی که از سوی کشورهای غربی برای کشتار وسیع غیرنظامیان سوری تجهیز شده بودند با هدف سیاه نمایی گسترده اوضاع این کشور عربی که یکی از هم پیمانان جمهوری اسلامی به شمار می آید و در صف کشورهای خط مقدم مقاومت در منطقه قرار دارد آغاز شد و با تقویت همه جانبه این گروه ها توسط حامیان اصلی اسرائیل ادامه یافت . در یک سال گذشته غرب امپراطوری رسانه ای خود را بر انحراف افکار عمومی جهان از حوادث و اتفاقات شگرفی که در منطقه در حال روی دادن بود استوار کرد تا به بهانه آنچه که نبود حقوق بشر در سوریه می نامید بازی جدیدی را در منطقه رقم بزند .

 از سوی دیگر هدف پشت پرده فتنه ای که در سوریه رخ داد سوء استفاده از انتقادات مردم به سیستم حاکم در کنار تحریک گروه های شبه نظامی مسلح شده برای فشار به کشوری بود که به عنوان یکی از کشورهای خط مقاومت نقش مهمی در معادلات منطقه داشت و از طرف دیگر این نا آرامی ها به خیال خام آن ها می توانست دستاویز جدیدی برای فشار به ایران و به طور کلی کشورهای منطقه مقاومت قرار گیرد . به طور کلی می توان اینطور نتیجه گیری کرد که پروژه آشوبی که در سال 88 در ایران ناکام مانده بود با شباهت های بسیار در کشور دوست هم پیمان ایران به اجرا گذاشته شد تا شاید بتواند سرمنشاء برخی امتیاز گیری ها از جمهوری اسلامی شود .

اوایل اسفند ماه سال گذشته بود که سازمان ملل متحد پس از بارها نشست بی دستاورد شورای امنیت و بعد از مصوبه مجمع عمومی خود برای تعیین یک نماینده ویژه در حل مسائل سوریه تصمیم گرفت این ماموریت را به دبیر کل سابق خود بسپارد و اینگونه شد که کوفی عنان 74 ساله به عنوان معتمد سازمان ملل و اتحادیه عرب با طرح هایی از پیش تعیین شده که برخی تحلیل گران آن را با هماهنگی کامل با کشورهای غربی می دانند برای پروژه صلح راهی دمشق شد و در دیدارهایی به معترضان و دولتمردان سوری سعی کرد جایگاه خودش را به عنوان یک میانجی مطمئن بین المللی تثبیت کند . اما در حالی که عنان سعی می کرد با طرح هایی نظیر تعیین ضرب الاجل برای آتش بس بین نیروهای دولتی و معترضان به این ناآرامی ها پایان دهد کشورهای غربی و به خصوص آمریکا با برگزاری کنفرانس های متعدد نظیر کنفرانس موسوم به دوستان سوریه و حمایت علنی از مخالفان دولت بشار اسد و قول حمایت از گروه های مسلح آتش این درگیری ها را شعله ور تر می کردند .

امروز عنان در جایگاه فرستاده ویژه سازمان ملل به خوبی می داند کلید موفقیت ماموریتش را باید در راه کار های ایران جست و جو کند ، راهکار هایی که مقام معظم رهبری در اظهاراتی صریح مبنی بر مخالفت با هرگونه طرح آمریکایی ها برای حل مسائل سوریه و رد هرگونه دخالت خارجی و همچنین دفاع جمهوری اسلامی از سوریه به دلیل حمایت از خط مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی تبیین فرمودند . تجربه دخالت های مستقیم آمریکا در موضوعات مختلف منطقه ای از افغانستان و عراق تا لیبی و بحرین به خوبی نشان داده است که حضور دایه های مهربان تر از مادری که اساسا خود مسببان پشت پرده و گاه علنی مناقشات کشورهای منطقه هستند و با تغییر نقاب در نقش دلسوزان واقعی می خواهند به حل بحران کمک کنند نتیجه ای جز ایجاد باتلاق های جدید برای غربی ها و آوارگی و درماندگی برای کشورها ندارد . به همین سبب است که عنان و جامعه بین الملل به خوبی می دانند برای رفع بحران باید به مانند کشورهایی مانند عراق دست به دامن ایران شوند .

سفر کوفی عنان به جمهوری اسلامی ایران در حقیقت نشان دهنده قدرت و جایگاه مهم کشورمان به عنوان یک قدرت منطقه ای و جهانی در حل مشکلات خاورمیانه است . البته نکته بسیار مهم اینجاست که فرستاده ویژه سازمان ملل باید به خوبی بداند ایران تنها از طرح های و پیشنهاد هایی حمایت می کند که به نفع آزادگی ملت ها باشد و مانغع از اجرای هر سناریویی که به وابستگی های بیشتر کشورها و دخالت بیگانگان منجر باشد می شود . عنان اگر خواهان یک موفقیت بین المللی برای خود است باید در مدت حضورش در ایران به خوبی پیام دیپلماسی کشورمان که توسط مقامات عالیرتبه نظام طرح می شود را بررسی کند و برای حل نهایی مشکل تلاش کند با کنار زدن همه فشار ها آن را در سوریه به اجرا بگذارد .


برچسب‌ها: کوفی عنان, ایران, دیپلماسی
نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم فروردین 1391ساعت 17:45 توسط م.ح.آ|


روزنامه های اصلاح طلب در ویژه نامه های خود کلید زدند


آغاز پروژه ناجی سازی هاشمی


در روزهای پایانی سال 90 و در یک حرکت هماهنگی و از پیش تعیین شده همه روزنامه های اصلاح طلب به غیر از روزنامه شرق تصویر روی جلد سالنامه های نوروزی خود را به اکبر هاشمی رفسنجانی اختصاص داده و در پرونده های مفصلی هاشمی را چهره سال سیاست ایران معرفی کردند . هر چند در ماه های اخیر هاشمی رفسنجانی در یک حرکت زیرکانه تلاش کرده است سکوت خفقان آور خود بعد از اتفاقات و حوادث ناگوار انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را بشکند و در عرصه سیاست حضوری دیگر بار داشته باشد اما به طور حتم اصلی ترین ترین تلاش برای بازگردانده شدن هاشمی به این عرصه را اصلاح طلبانی انجام می دهند که روزی یکی از منتقدین سرسخت وی محسوب می شدند و امروز در دوران انزوای خود خواسته می خواهند از وی ققنوسی بسازند که از خاکستر آتش سکوت برخیزد .

هاشمی رفسنجانی که بعد از شکست در انتخابات ریاست جمهوری نهم به تدریج خود را به اصلاح طلبان نزدیک کرد در انتخابات دهم ریاست جمهوری به طور کامل به حمایت از کاندیدای مورد نظر اصلاح طلبان پرداخت و حتی پا را فراتر از این ها گذاشت و عملا جریان هدایت فتنه را گاه با نوشتن نامه بدون سلام و السلام و گاه با خطبه نماز جمعه 26 تیر و گاه با سکوت طولانی هدایت کرد . هاشمی نشان داده است هیچ گاه حاضر به کناره گیری از عرصه قدرت نیست و هربار حتی اگر جریانات سیاسی بخواهند وی را از دور خارج کنند به نحوی بر همه فائق می آید و حتی شده به دشمنان سابق خود روی می آورد تا بقاء سیاسی خود را حفظ کند . در دو سال گذشته اگرچه هاشمی سعی کرد در خیلی از موارد مانند کنار کشیدن خود از عرصه انتخابات خبرگان رهبری و غیره را بی اعتنایی خود به عرصه قدرت تعبیر کند اما ساده انگارانه بود که کسی بخواهد هاشمی را بیرون از معادلات سیاسی روز فرض کند .

رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام به نوعی پس از سال 88 مشغول بازنگری خود و نزدیک شدن به جریان رادیکال اصلاح طلبان بوده است و سیاست وی برای کمتر حاضر شدن در فضای عمومی از آنجایی نشأت می گیرد که اولا وی با این سکوت و تایید چندباره مواضع قبلی اش ابتدا قصد داشت دل اصلاح طلبان و هوادارن جنبش سبز را به دست آورد و ثانیا مسیر را برای بازگشت پر قدرت در عرصه سیاست مهیا کند . هاشمی بازی سیاست را خوب بلد است و بالا و پایین هایش را می شناسد اما از آنجایی که وی هیچ گاه عنصر هوشمندی در این حوزه نبوده است اکنون روی موجی سوار شده است که در در بخش دوم دهه 70 همین موج وی را از اوج اقتدار به زیر کشید و از سردار سازندگی یک کاندیدای نفر آخر تهران در انتخابات مجلس ساخت . از سوی دیگر جریان اصلاحات نیز که با سپردن عنان خود به دست افراطیونی که از الفبای سیاست هم بی خبر بودند به قهقرا کشیده شده و تا جایی جایگاه خود را از دست داده که در انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی نتوانست به طور جدی در صحنه حاضر شود و به ارائه لیست بپردازد اکنون به جایی رسیده است که بقایش را در حمایت از هاشمی می داند که اساس گفتمان اصلاحات بر پایه مخالفت با سیاست های دولت وی شکل گرفت .

اکنون جریان اصلاحات با عبور از موسوی و کروبی و حتی با عبوری سطحی از خاتمی بازگشتی تعجب برانگیزی را به هاشمی داشته و کار را تا جایی پیش برده که وی را پدرخوانده جریان خود دانسته و از انتقادهای رسانه ها به هاشمی برآشفته اند . جریان رسانه ای اصلاح طلبان در روزهایی که بخش مهمی از انرژی اصلاح طلبان صرف تایید و یا تکذیب خبر شرکت سید محمد خاتمی در انتخابات شده بود با به راه انداختن یک موج رسانه ای و در یک اقدام هماهنگ و در تحلیل ها و مصاحبه های گوناگونی به دفاع از هاشمی رفسنجانی پرداختند . روزنامه ها آرمان روابط عمومی، اعتماد و نشریات آسمان، نسیم بیداری و چشم انداز ایران در آستانه سال جدید پرونده های ویژه سالنامه های خود را تماما به دفاع از مواضع هاشمی اختصاص دادند و عکس های وی را به روی جلد بردند . این جریان رسانه ای که توسط نظریه پردازان جریان اصلاحات اداره می شود در نوشتارهای خود به دفاع تمام قد از هاشمی پرداخته و در مصاحبه های اختصاصی با خود او پروژه ناجی سازی هاشمی را کلید زدند .

تئوریسینی که اصلی ترین تئوری انقلاب را زیر سوال می برد

رسانه های اصلاح طلب در چند فاز سناریوی حمایت از هاشمی را آغاز کردند که مهم ترین آن فاز مظلوم نمایی هاشمی در سال های اخیر بود این فاز مظلوم نمایی تاجایی پیش رفت که این رسانه ها حکم صریح قاضی به خاط اتهامات فائزه هاشمی و یا فیلتر شدن سایت به اصطلاح آیت الله را در راستای افزایش فشارها به هاشمی قلمداد کردند .از سوی دیگر حمایت همه جانبه از بقاء هاشمی در مسند مجمع تشخیص مصلحت نظام و تاکید بر کارنامه درخشان هاشمی در عرصه های مختلف سیاسی و تقبیح واگذاری ریاست مجلس خبرگان به فرد دیگراز جمله موارد مطرح شده در این ویژه نامه هاست . در حالی که هاشمی رفسنجانی در طول فتنه 88 بدترین عملکرد را در میان سیاسیون داشته است و حمایت های وی از جریان فتنه برکسی پوشیده نیست وی در مصاحبه های خود با زیر سوال بردن بسیاری از امور و همچنین انگ زنی به نظام و اصراربر اشتباهات گذشته اش همچنان تاکید دارد که نمی خواهم از نظام جدا شوم . وی که خود را از تئوریسین های انقلاب می داند در حالی به بیان این اظهارات می پردازد که در مصاحبه اش با نشریه آسمان عملا تئوری ناب اصل ولایت مطلقه فقیه را زیر سوال می برد .

مصاحبه های کنایه آمیز و بعضا توهین آمیز هاشمی و طرفدارانش در راستای سیاه نمایی وضعیتی به کار می رود که هاشمی را تنها ناجی بیرون آمدن از آن بشناساند . در حقیقت اصلاح طلبان با توجه به چند دستگی های به وجود آمده در میان خودشان و قطع امید طیفی از آن ها از محمد خاتمی تلاش دارند با مطرح کردن هاشمی رفسنجانی هم سنخان خود را به تبعیت از هاشمی به خصوص در انتخابات آتی ریاست جمهوری ترغیب کنند . موضوعی که بسیار مهم است این است که تاکتیک جدید اصلاح طلبان که با چراغ سبز هاشمی روبرو شده است به عنوان راهی برای خروج از بن بستی است که افراد رادیکال برای جبهه اصلاحات به وجود آورده اند و قصد آن ها بهره برداری از هاشمی است اما غافل از اینکه مردم هوشیار تر از آنند که فریب مهره سوخته ای مانند هاشمی را برای بازگشت جریانی طرد شده به نام اصلاحات را بخورند .

مطلب در لینک های زیر :

بولتن نیوز


برچسب‌ها: هاشمی رفسنجانی, ناجی, اصلاحطلبان
نوشته شده در دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 19:5 توسط م.ح.آ|

نگاهی به ابعاد پیام های نوروزی رهبری در سال های اخیر


حمایت از تولید ملی لازمه قدرت اقتصادی





سال 1391 در شرایطی آغاز شد که جمهوری اسلامی ایران در سی چهارمین سال از عمر با شکوه خود دهه نود را با شروعی قدرتمند در عرصه های مختلف سیاسی، علمی، دفاعی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی آغاز کرد . سالی که گذشته اگرچه دستاورد های زیادی را در عرصه های مختلف برای ایران اسلامی به ارمغان آورد اما در برخی بخش ها مانند بخش اقتصادی که شعار ویژه سال بود با نقایص و کاستی هایی روبرو بود که موضوع نام گذاری سال جدید از سوی رهبر فرزانه انقلاب به خوبی روشن گر این امر و آینده ای که ایشان برای کشور ترسیم کرده اند است .

نگاهی کوتاه بر پیام نوروزی رهبری عظیم الشان انقلاب نشان می دهد که ایشان سال گذشته را در بسیاری از زمینه ها سالی به نفع ملت ایران دانستند و جمله مهم ایشان که سال 90 را سال بروز اقتدار ایران دانستند از زوایای مختلفی قابل بررسی است که در این مجال نمی گنجد اما نام گذاری امسال به نام سال "  تولید ملى و حمایت از کار و سرمایه‌ ایرانى" در ادامه ضرورتی است که رهبری در طول چهار سال گذشته برای تمرکز روی مسائل اقتصادی در نام گذاری سال ها و تاکید به مسئولین و مردم برای حرکت به سمت اصلاح اقتصاد جامعه و در نتیجه به ارمغان آمدن نشاط و رفاه عمومی تشخیص داده اند . البته باید توجه داشت که نام گذاری سال ها تنها یک شعار تبلیغاتی برای پرکردن تابلوهای تبلیغی و یا ثبت بر سربرگ نهادها نیست بلکه این نام گذاری تاکیدی است بر راهی که شخص اول کشور با درایت و هوشمندی برای حرکت ملت در طول آن سال در نظر گرفته اند ولی شاید در برخی از سال ها در این زمینه کوتاهی شده است .

در همه این این چهار سالی که از دهه چهارم انقلاب اسلامی می گذرد تاکید رهبری بزرگوار انقلاب بر افزایش توان اقتصادی در کشور نشان دهنده این است که جمهوری اسلامی در مسیر رشد و توسعه اکنون به جایگاهی رسیده است که برای قدرت نمایی یک نظام دینی در سرتاسر جهان در کنار حضور قوی در عرصه های سیاسی و اجتماعی و علمی نیاز به ساخت یک اقتصاد اسلامی بدون وابستگی دارد تا کشورهایی که ایران را الگوی خود قرار داده اند ایران مستقل را یک ایران مقتدر اقتصادی هم ببینند . بررسی راهی که رهبری از سال 88 و از اصلاح الگوی مصرف تا سال 89 و همت مضاعف کار مضاعف ترسیم کردند تا سال گذشته که به جهاد اقتصادی و امسال به تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ایرانی رسیدند این موضوع را به اثبات می رساند که در مسیر تبدیل ایران به یک قدرت اقتصادی ایشان از ریشه ای ترین کارها همچون تغییر فرهنگ مصرف در کشور تا ملزومات آن یعنی حمایت از کالای ایرانی و تولید داخلی توجه لازم را داشته و راه را نشان داده اند .

در سال های اخیر تلاش دولت نهم و دهم و مجلس که بخش زیادی از انرژی خود را برای اصلاح سیستم های اقتصادی از طریق طرح تحول اقتصادی در موضوعاتی مانند هدفمند کردن یارانه ها، اصلاح سیستم بانکی، بازنگری قانون گمرک ، سهام عدالت و . . . کردند نشان داد مجموعه اجرایی و تقنینی کشور به خوبی به اهمیت نیاز رشد اقتصادی جامعه پی برده اند و با جدیت مشغول رفع نقایص  و قانون گذاری لازم در این زمینه هستند اما بدون شک در این زمینه مردم هم نقشی انکار ناشدنی را ایفا می کنند . حلقه مفقوده ی رشد اقتصادی نیاز به باب حرکتی بود که رهبری انقلاب در سال گذشته آن را حرکت جهادگونه اقتصادی نام نهادند و همگان را به کاری جهادی در حوزه اقتصاد فراخواندند اما شاید در سالی که گذشت آن طور که باید و شاید توجه لازم به جزئیات جهاد اقتصادی نشد و مسائلی مثل اختلاس و منازعات سیاسی جای همفکری مجموعه کشور برای تبیین خواست رهبری را گرفت و شاید به همین دلیل بود که سال جدید هم در ادامه جهاد اقتصادی و در حوزه مهمی به نام تولید ملی نام گذاری شد .

اکنون در سال پیش رو دغدغه کشور باید روی موضوعی متمرکز باشد که به یقین نظام جدیدی از مدیریت تولید در کشور را رقم خواهد زد . حمایت از تولید داخلی و حمایت از سرمایه گذار و کارگر داخلی سبب خواهد شد توسعه پایدار مقدمه ای برای تبدیل تولیدات داخلی به محصول با کیفیت در درجه اول برای مصرف کشور و در درجه بعدی برای یک تولید صادرات محور باشد و زمینه ساز تبدیل ایران به یک قدرت اقتصادی شود . البته باید توجه داشت که انقلاب اسلامی از ابتدای تشکیل خود توجه زیادی به موضوع خودکفایی در عرصه های مختلف داشته است و بخشی از اقتدار ایران امروز مرهون ایستادگی و پافشاری بر آرمان هایی است که هرگونه وابستگی را بر نمی تابد اما شاید تحقق منسجم تر آن نیاز به همان فرهنگی باشد که رهبری خواستار اشاعه آن در میان مردم برای مصرف کالای داخلی و در میان تولید کنندگان برای تولید کالای با کیفیت شدند .حال اگر تلاش و سرمایه کشور در سال 91 روی موضوع تولید ملی و حمایت از کار و سرمایه ارانی متمرکز شود تقویت نظام اقتصادی کشور شکست سنگینی را برای تحریم های غرب رقم خواهد زد و کشورهایی که خود درگیر بحران اقتصادی هستند ثمره تلاش نظامی دینی برای تاکید بر مستقل بودن را خواهند دید و از طرفی مردم ثمره اقتصادی پویا را در زندگی خود احساس خواهند کرد .

لینک مطلب در زیر آمده است /

سایت خبر اقتصادی

سایت خبری تحلیلی بولتن نیوز

سایت تبیان

نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 1:17 توسط م.ح.آ|



الهي باخاطري خسته ازاغياربه فضل تواميدوار،

دست ازغيرتوشسته ودرانتظاررحمتت نشسته ام،

بدهي كريمي،ندهي حكيمي, بخواني شاكرم، براني صابرم،

الهي احوالم چنانست كه ميداني

 و اعمالم چنين است كه مي بيني،

نه پاي گريزدارم ونه زبان ستيز،

ياارحم الراحمين بهترينها را در اين روزهاي

 پاياني سال براي دوستانم مقدرفرما


با آرزوی اینکه امسال آخرین نوروزی باشد که بدون

مولایمان حضرت صاحب الزمان(عج)

جشن میگیریم


نوروز سال 1391 خجسته باد.


سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی

نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 1:12 توسط م.ح.آ|

چرا احمدی نژاد سعی در توجیه اشتباه خود دارد؟


تلاش جدید گروهک انحرافی برای تخریب متکی



در حالی که رئیس جمهور چهارشنبه گذشته در جریان سوال از نمایندگان از وی تلاش کرد برای بار چندم با توجیه اشتباهش در ماجرای عزل منوچهر متکی وزیر امورخارجه سابق کشورمان برای همیشه بر این موضوع سرپوش بگذارد اما پاسخ رسانه ای متکی رسانه های حامی احمدی نژاد را به وحشت انداخت .

پس از آنکه محمود احمدی نژاد در اقدامی غیر منتظره حکم عزل منوچهر متکی را در حین یک ماموریت دیپلماتیک در کشور سنگال صادر کرد بسیاری از چهره های شاخص سیاسی و حتی مردم نسبت به این حرکت ضد ارزشی رئیس جمهور موضع گرفته و تاکید کردند گرچه عزل یک وزیر از اختیارات رئیس جمهور است اما کم و کیف برکناری متکی و همچنین برکناری فردی که بیش از 5 سال در عرصه سیاست خارجی کشورمان خوش درخشیده است در نوع خود قابل توجه بود . از همان زمان هم در حالی که بسیاری از دلسوزان نظام نسبت به این برکناری تعجب بر انگیز انتقاد داشتند رسانه های زنجیره ای حامی دولت که با پول های بادآورده مدیریت می شدند به حمایت از این برکناری پرداخته و دستاورد های کم نظیر متکی در دوران مسئولیتش را انکار کردند .

اما در حالی که نزدیک یک سال و نیم از پایان حضور متکی در وزارت امور خارجه می گذرد ظاهرا گروهک انحرافی که خود متهم اصلی زمینه سازی برای برکناری این وزیر سابق به دلیل اعتراض وی به نصب مشاوران خارجی احمدی نژاد بر حسب منویات رهبری بوده است ، قصد ندارد از هیچ کوششی برای مخدوش کردن چهره این سیاستمدار ولایی و آرام دریغ کند . پس از آنکه محمود احمدی نژاد در مقابل فشارهای مردم در ماجرای عزل متکی هر بار یک روایت را مطرح کرد در جلسه اخیر مجلس هم احمدی نژاد در پاسخ نمایندگان روایت جدیدی مطرح و از اساس همه چیز را منکر شد . احمدی نژاد مدتی قبل در گفت و گو با رسانه ها، ادعای جالبی را مطرح کرد که بر اساس آن وی دستور عزل متکی را به مرکز ارتباطات ریاست جمهوری داده و آن ها هم بلافاصله روی سایت گذاشتند و بعد از درخواست دوباره احمدی نژاد مبنی بر برداشتن خبر هم خبر مذکور را حذف نکرده اند!

حال این رئیس جمهور ! از اساس ماموریت خود به سنگال را منکر می شود و می گوید کسی برای سفر به این کشور به متکی ماموریت نداده . پس از این سخنان احمدی نژاد که در روز تاریخی سوال از رئیس جمهور در مجلس مطرح شد و به نظر رسید احمدی نژاد تنها می خواهد آن را از سر خود باز کند منوچهر متکی برای دومین بار نسبت به اظهارات احمدی نژاد واکنش نشان داد و اعلام کرد سخنان رئیس جمهور مصداق بارز تهمت و افتراست .

اما به فاصله کوتاهی از تکذیبیه متکی رسانه های گروهک انحرافی و حتی برخی رسانه های وابسته به جبهه پایداری! در اقدامی هماهنگ پروژه تخریب دوباره این چهره بی حاشیه عرصه سیاست را کلید زدند و همه تلاش خود را انجام دادند تا تکذیبیه متکی را غیر واقعی و هتاکانه بخوانند . در این میان روزنامه ها و سایت های وابسته به حامیان گروهک انحرافی مانند روزنامه ایران به عنوان سردمداران گروهی که از ولایتمداری و صداقت متکی رنج می بردند و حالا در مقابل تکذیبیه او به نوعی خود را بازنده میدان میدیدند با انتشار مصاحبه ها و یادداشت هایی تلاش کردند تکذیبیه متکی را ناشی از عصبانیت وی اعلام کنند در حالی که متکی همواره به آرامش در سیاست مشهور بوده است .

این زنجیره رسانه ای تلاش کرد محور تخریب متکی را بر روی بخش هایی همچون خودخواهی، توهین به رئیس جمهور، موفق نبودن کارنامه وزارت وی، ناراحتی وی از عزل و تلاش برای تلافی ، معکوس نشان دادن جریان عزل سنگال و حتی حضور وی در جبهه متحد اصولگرایان استوار کند که در مورد آخر باعث شد رسانه های جبهه پایداری هم برای تخریب متکی با رسانه های زنجیره ای انحراف همسو شوند که در نوع خود به دلیل شعار های شان جالب توجه بود. اما فارغ از هرگونه نگاه سیاسی چرایی این حمله از آنجا نشات می گیرد که متکی در طول دوران وزارت خود یکی از کم حاشیه ترین و پرکار ترین وزرای امور خارجه ای بود که توانست انزوای ایران را در عرصه دیپلماسی عمومی بشکند و ایران را به عنوان یکی از پیشتازان عرصه دیپلماسی مطرح کند . حضور وی در کشورها و اجلاس های مختلف از وی وزیر خارجه ای ساخت که روابط کشورمان را در سطح جهانی گسترش دهد و بستر ارتباط با کشورهایی همچون کشورهای آمریکای لاتین و آفریقا را به وجود بیاورد که شاید قبل از آن کمتر به آن توجه شده بود .

از سویی دیگر دوران حضور متکی را می توان دوران اقتدار جایگاه ایران در منطقه و در سطح معادلات منطقه ای و حتی جهانی دانست . منتقدینی که به ناحق از دوران متکی به دوران ضعف وزارت خارجه یاد می کنند بهتر است مقایسه ای کوچک با آنچه در یک سال و نیم اخیر که حساس ترین دوران شرایط منطقه ای در اطراف ایران و کشورهای مسلمان بود انجام دهند تا معنی انفعال وزارت خارجه را درک کنند .اگر حداکثر انتقاد برخی کج فهمان به این است که متکی زیاد به سفر خارجی رفته است باید گفت که اساسا جای حضور وزیر امور خارجه که در کشور و سفر استانی و . . . نیست بلکه کشورهای مختلف جای حضور وزیری است که به گسترش حضور ایران در روابط جهانی می اندیشد .

متکی در جوابیه اخیر خود بدون هرگونه خودخواهی و توهین تنها به ذکر گوشه ای از واقعیتی پرداخت که اطرافیان رئیس جمهور از آن وحشت داشتند . واقعیتی که در همان سال 89 هم متکی تنها به دلیل عمل به دستور ولایت و مخالفت با نصب دستیاران خارجی احمدی نژاد به طور ناگهانی از سمت خود عزل شد و اکنون هم به خاطر عمل به توصیه رهبری فرزانه انقلاب مبنی بر عدم ایجاد تنش در مسائل سیاسی کشور از بیان کامل آن خودداری می کند اما اینگونه مورد هجمه قرار می گیرد .
در ماجرای عزل غیرقابل توجیه وی نیز برخلاف هوچی گری رسانه های انحرافی کسی به اصل اختیار رئیس جمهور انتقادی ندارد بلکه اصل اعتراض مربوط به عزل وی در یک مامورت بین المللی آن هم درست پس از انتقاد از جریان خاص و آن هم با کارنامه ای موفق بوده است . متکی در جوابیه خود رسما اعلام کرد موضوع سفر را به رئیس جمهور اعلام کرده اما توجیه گران رسانه ای تاکید کرده اند که اعلام موضوع با ماموریت فرق دارد در حالی که اساسا یک وزیر امور خارجه که در سطح عالی مجری سیاست های خارجی نظام است در موارد زیادی به تشخیص خودش در محدوده کاری به سفری می رود که لزوما اعلام سفر با مافوق وظیفه اصلی است که متکی انجام داده است . همچنین اصرار بر عزل چقدر فوری بوده است که حتما در همان روز باید صادر می شده و جای کوچکترین تاخیری نداشته است؟
به نظر می آید این جریان قصد دارد با توسل به دروغ و ظاهر سازی و با هوچی گری و توجیه های غلط به عناوین مختلف از طریق مصاحبه با افراد مزد بگیری همچون سردبیر یک روزنامه یا انتشار یادداشت و . . . شخصیتی را تخریب کنند که مردم به خاطر پایداری وی بر اصولش وی را قبول دارند .
گفتنی است خباز نماینده اصلاح طلب مجلس هشتم پس از پاسخ های احمدی نژاد در مجلس، در تذکری جدی از مسئولین دولت پرسید که اگر اساسا متکی ماموریتی برای رفتن به سنگال نداشته با چه مجوزی به عنوان وزیر جمهوری اسلامی و با استفاده از امکانات دولتی مانند هواپیما و هیئت همراه برخوردار بوده است؟
سوالی که هنوز هیچکدام از رسانه های وابسته به گروهک انحرافی به آن پاسخ نداده اند!

مطلب در لینک زیر موجود است /

سایت خبری تحلیلی صراط

نوشته شده در چهارشنبه دوم فروردین 1391ساعت 1:6 توسط م.ح.آ|

چرا باید جبهه متحد و جبهه پایداری لیست واحد ارائه دهند؟


شروط لازم برای یک پیروزی قاطع


دو هفته از نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی گذشته است و بیش از دو سوم نمایندگان خانه ملت راه خود را برای رسیدن به صندلی های سبز بهارستان هموار کرده اند اما در این میان برخی از حوزه های انتخابیه از جمله پایتخت برای شناخت نماینده خود چشم انتظار دور دوم انتخابات در اردیبهشت ماه هستند .

انتخاباتی که گذشت را می توان یکی از مهم ترین رویدادهای سیاسی تاریخ انقلاب اسلامی دانست چه اینکه از حیث اهمیت انتخابات به دلایل مختلفی همچون شرایط خاص منطقه، شرایط کشور پس از دهمین انتخابات ریاست جمهوری و مسائل دیگر از جمله مهم ترین انتخابات ها در سال های اخیر بود و از سوی دیگر نیز نتیجه حاصل از انتخابات را می توان به نوعی یک شگفتی سیاسی خواند که مردم در پای صندوق های رای آن را رقم زدند . اما شاید یکی از نکات بارز انتخابات مجلس نهم حضور گسترده چهره ها و جریان های اصولگرا بود که در مقابل حضور کمرنگ تر اصلاح طلبان در این دوره تحت لوای جبهه های مختلف به خصوص در شهر تهران لیست های مورد نظر خود را در معرض آزمون مردمی قرار دادند.

در میان این جبهه های مختلف سیاسی دو نام بزرگ بیش از پیش خودنمایی می کرد . حضرات آیات مهدوی کنی و مصباح یزدی دو عالم سیاسی شناخته شده که به ریش سفیدی در میان اصولگرایان شهره هستند از ساز و کارهایی برای ارائه دو لیست انتخاباتی حمایت کردند که این دو جبهه را می توان اصلی ترین رقبای انتخابات اخیر دانست . هرچند جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری بر مشی اصولگرایی استوار بودند و در اکثر حوزه های انتخابیه نامزد مشترک ارائه دادند اما در شهر تهران و در بی رمقی جناح مقابل ارائه دو لیست 30 نفره از شخصیت های شناخته شده سیاسی و اجرایی در کنار لیست هایی مثل صدای ملت، حامیان ولایت و یا ایستادگی باعث به وجود آمدن یک تفرق آرا و پراکندگی گسترده رای اصولگرایان شد که در نتیجه در مرحله اول تنها 5 نفر مجوز ورود به مجلس را به دست آوردند .

هرچند از قریب یک سال پیش جمع زیادی از اصولگرایان گرد هم آمدند و با اتخاذ ساز و کار وحدتی که در مجلس هشتم نتیجه داده بود به دنبال ایجاد چتری برای حضور همه سلائق اصولگرایی در عرصه انتخابات بودند و آیت الله مهدوی کنی هم برای حضور همه اصولگرایان در یک لیست واحد تلاش کرد اما با تشکیل جبهه پایداری و انتقادات این جبهه به تصمیم های جبهه متحد اصولگرایان و از طرفی برخی لجاجت های صورت گرفته در برخی افراد جبهه متحد کار را به جایی برد که با همه هشدارهای دلسوزان گفتمان اصولگرایی اما بازهم نتیجه ای حاصل شد که همگان بر آن واقفند . می توان گفت که بالا گرفتن تقابل در میان افرادی که چهار سال قبل تحت لوای یک لیست واحد پیروز قاطعی را در شهر تهران رقم زده بودند به حدی رسید که هم از سویی دلخوری روحانیت حامی هر دو لیست را رقم زد و هم از سوی دیگر سبب شد انشقاق بسیاری در میان علاقه مندان حضور نماینده اصولگرا در مجلس به وجود بیاید .

اکنون که انتخابات مجلس در تهران به دور دوم کشیده شده وقت آن است که هر دو جبهه که انتخابات اردیبهشت  رقابت دو قطبی بین آنان محسوب میشود به دور از هر گونه جنجال و هیاهو و فکر کردن به منافع شخصی با نیم نگاهی به آنچه در مرحله اول گذشت تصمیمی عاقلانه برای دور دوم اتخاذ کنند . اعضای شورای مرکزی هر دو تشکل باید به این فکر کنند که چرا با اینکه رای قاطع مردم تهران به گفتمان اصولگرایی بود اما به خاطر برخی گذشت نکردن ها کار به جایی رسید که رای ها توزیع شود و این تعداد نامزد برای دور دیگر رقابت تلاش کنند . در روزهای اخیر بسیاری از چهره های جبهه متحد و جبهه پایداری در اظهار نظرهایی تاکید کرده اند که که مبنای وحدت در دستور کارشان نیست و هر جبهه ای لیست خود را ارائه می کند اما چهره های معتدل تر در پی راضی کردن سران جبهه برای ارائه لیست مشترک هستند .

حال سوال اصلی اینجاست که اساساٌ ضرورت ارائه لیست مشترک اصولگرایان در دور دوم انتخابات مجلس نهم در حوزه انتخابیه پایتخت چیست؟

ادامه مطلب را در لینک زیر بخوانید

لینک مطلب:

سایت خبری تحلیلی بولتن نیوز


برچسب‌ها: جبهه متحد, جبهه پایداری, مجلس
نوشته شده در شنبه بیست و هفتم اسفند 1390ساعت 13:49 توسط م.ح.آ|


سوال از رئیس جمهور مبنای اعتماد سازی قرار گیرد


انتظارها از روز امتحان تاریخی مجلس



کمتر از یک روز دیگر مجلس شورای اسلامی در یکی از حساس ترین اقدامات تاریخی خود برای اولین بار رئیس جمهور را پشت تریبون سبز رنگ بهارستان خواهد آورد تا پاسخگوی سوالات نمایندگان مردم باشد .

از تیرماه سال جاری موضوع سوال از رئیس جمهور از سوی علی مطهری نماینده حامی دولت دیروز و منتقد دولت امروز مطرح شد و تا 24 اسفندماه که رئیس جمهور باید در مقام پاسخ بر آید ماه های طولانی این سوال به یک کشمکش طولانی تبدیل شد و بسیاری از فرصت های خدمت را تبدیل به جنجال های رسانه ای و سیاسی کرد اما حالا که قرار است این سوال به صورت جدی به سرانجام برسد بهتر است به جای هرگونه هیاهو تلاش شود که آغاز یک فرایند جدید وحدت ، اعتماد سازی و پایان نزاع مجلس و دولت باشد .

محمود احمدی نژاد در حالی خود را آماده پاسخگویی به نمایندگان مردم در خانه ملت می کند که اساسا باید همه تلاش ها بر این محور شکل بگیرد که از هر نوع اقدام سیاسی و جهت دار برای بهره برداری شخصی و یا گروهی جلوگیری شود . اگرچه شاید در شرایط فعلی کشور و اوضاع منطقه و جهان سوال از رئیس جمهور به صلاح نبود اما باید اصرار نمایندگان خانه ملت برای انجام این سوالات را به نوعی حق آنان به نمایندگی از مردم برای پاسخگو کردن مسئولان نسبت به ابهام های موجود دانست . باید توجه داشت موضوعی که روز چهارشنبه در دستور کار صحن مجلس شورای اسلامی قرار دارد به هیچ عنوان نباید درگیر حاشیه سازی و جنجال آفرینی شود و در یک روند کاملا عادلانه باید محلی برای شفاف سازی احمدی نژاد و برخورد شفاف تر نمایندگان سوال کننده باشد تا خیال رسانه های غربی برای افزایش تنش ها بین قوه مقننه و قوه مجریه به گور برده شود .

در روزهای اخیر برخی نمایندگان و حتی برخی دولتی ها تلاش های زیادی را آغاز کردند تا به نوعی با پس گرفتن امضا های نمایندگان سوال کننده و یا تهدید به آبستراکسیون مجلس را از این سوال منصرف کنند . در این بین برخی که در دور دوم انتخابات مجلس نهم حضور دارند با سیاست های خاص خود با این موضوع برخورد کردند ولی با اینکه بسیاری از این سوال ها می توانست در جلسات صمیمی بین رئیس جمهور و مجلسیان جواب داده شود و تاکید بزرگان نظام هم بر این موضوع بود اما حال که پس از ماه ها حساسیت زایی روی افکار عمومی کار به اولین سوال تاریخ مجلس از رئیس جمهور کشیده شد بهتر است این سوال به عرصه نمایش دموکراسی ، قانون مداری و آزادی بیان جمهوری اسلامی  در دنیا تبدیل شود .

قطعا شخص احمدی نژاد باید در مقابل اشتباهات خود و عملکرد ضعیف بخش هایی از دولتش که در سوال های نمایندگان مطرح است ضمن پرهیز از کلی گویی و یا طفره رفتن از اصل موضوع ،حتی اگر قادر به اقناع افکار عمومی نیست صادقانه از عملکرد اشتباه خود به خصوص در ماجرای داستان خانه نشینی خود عذرخواهی کند . این کار ضمن اعتماد سازی باعث می شود اگر برخی نمایندگان قصد دارند این سوال را ابزاری برای قدرت نمایی سیاسی خود کنند نیز در عمل ناکام بمانند و از سوی دیگر هم از فردای روز سوال از رئیس جمهور آرامش در فضای پرتنش سیاستمداران حکم فرما شود و دولت در سراشیبی سال های پایانی خود به مانند روزهای اول همه ظرفیت خود را بر گفتمان کار و تلاش و علی الخصوص بهبود معیشتی مردم به کار گیرد

مطلب در لینک زیر //

سایت خبری تحلیلی صراط


برچسب‌ها: مجلس, سوال از رئیس جمهور, احمدی نژاد
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم اسفند 1390ساعت 11:21 توسط م.ح.آ|


راز های تخریب متکی و همسرش


همسر متکی برای مجلس نهم ثبت نام کرد

با نزدیک تر شدن به موعد برگزاری نهمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی کاندیداهایی که خود را آماده اعتماد مردمی می کنند از هر طیف و سلیقه ای با معرفی دیدگاه ها و برنامه های خود تلاش می کنند رای آگاهانه مردم را به سمت خود جلب کنند . در انتخابات اخیر مجلس شورای اسلامی به دلیل رشد و توسعه فضای رسانه ای کشور و به وجود آمدن یک فضای باز گفتمانی به طبع رسانه ها نقش غیر قابل انکاری در تبیین شرایط سیاسی کشور و ارائه صحیح فضای فکری کاندیداها هستند اما در این میان متاسفانه برخی ها به دلیل گرایشات و وابستگی های  حزبی و گروهی در برخی موارد از دایره انصاف خارج شده و فضای غیرشفافی را از برخی کاندیداها ارائه می کنند .

هفته گذشته برخی رسانه ها ضمن انتقاد از منوچهر متکی وزیر امورخارجه سابق کشورمان که اکنون در کسوت شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان فعالیت می کند و همسر وی که خود را از حوزه انتخابیه تهران به رای مردم گذاشته است ضمن انتساب سخنی غیر واقع به متکی ، مواضع وی و همسرش در جریان وحدت اصولگرایان را دوپهلو خوانده بود .

آنچه که به خوبی روشن است این است سوابق منوچهر متکی که از ابتدای انقلاب اسلامی در عرصه های حساس و تاثیرگذار دستگاه اجرایی و دستگاه تقنینی کشور فعالیت کرده است و میزان اعتقاد و ولایتمداری وی بر کسی پوشیده نیست . وی که پس از سالها فعالیت صادقانه در مقام وزیر امورخارجه که از دوران فعالیتش به عنوان دوران طلایی دیپلماسی عمومی جمهوری اسلامی در سرتاسر دنیا یاد می شود تنها به دلیل برخی خودخواهی ها از مقام خود عزل شد با رای بالای اعضای جبهه پیروان خط امام و رهبری به عنوان نماینده این جبهه به همراه محمد رضا باهنر در شورای مرکزی جبهه متحد اصولگرایان مامور شناسایی کاندیداهای برجسته جریان اصولگرا برای تشکیل مجلسی مقتدر و صالح شد اما ظاهرا این همه سوابق خوب و این همه دلسوزی برای نظام و تلاش برای حضور موثر جریان اصولگرا در دعواهای سیاسی و گرو کشی های جناحی فراموش می شود و تنها چیزی که باقی می ماند تخریب رقیب به هر صورت ممکن است .

در حالی که حضور منوچهر متکی به عنوان یک چهره کارکشته عرصه سیاسی که هم حضور در دولت و هم حضور در مجلس را تجربه کرده و سال ها به عنوان نماینده عالی کشورمان در کشورهای دیگر پرچمدار مواضع ایران بوده است، در عرصه انتخابات مجلس شورای اسلامی می توانست وزن خوبی را در لیست جبهه متحد اصولگرایان ایجاد کند و قطعا وی یکی از افرادی بود که با رای بالای مردم تهران وارد مجلس شورای اسلامی می شد اما وی در احترام به مردم ترجیح داد به دلیل جایگاهش در انتخاب نامزدهای اصولگرا برخلاف دیگران خود کاندید عرصه مجلس نشود و به نوعی نقش ریش سفیدی را در بین اصولگرایان ایفا کند . حال این رسانه ها به جای تقدیر از تلاش های این فرد او را متهم به دروغگویی می کنند . این جریان در حالی متکی را به دلیل آنچه که  ابلاغ سلام آیت الله مهدوی کنی و آیت الله مصباح یزدی به مردم یکی از شهرها در جریان سخنرانی این عضو جبهه متحد اصولگرایان مورد تهمت دروغگویی! قرار می دهد که بر اساس فیلم موجود همان مراسم این خبرسازی از اساس دروغ بوده و متکی تنها سلام حضرات آیات مهدوی کنی و یزدی را به مردم آن شهر ابلاغ کرده است . حال اینکه جریان تمامیت خواه چرا از ابلاغ سلام یک مرجع انقلابی توسط یک نیروی انقلابی ناراحت است این خود حکایت دیگری دارد .

از سوی دیگر طاهره نظری همسر منوچهر متکی که این روزها خود را مهیای انتخاب مردم تهران می کند تنها به جرم مستقل بودن متهم به داشتن مواضع دو پهلو با همسر خود شده است . همسر وزیر امورخارجه سابق ایران که در سوابق خود مدیرکل اموربانوان وزارت امورخارجه، عضو بسیج جامعه زنان کشور، عضو مجمع جهانی تقریب نذاهب اسلامی، مشاور وزیر امورخارجه و . . . را داشته است. در انتخابات مجلس   نهم   به عنوان یک کاندیدای مستقل عزم خانه ملت کرد و در این راه کوچکترین کمکی از جایگاه همسر خود نگرفت که این خود نشان ازعدم سواستفاده متکی و سهم خواهی وی و همسرش دارد . در حالی که نظری به زعم برخی می توانست با استفاده از موقعیت همسرش در جبهه متحد در لیست تهران جای بگیرد اما به دلیل عدم سهم خواهی متکی و عدم وجود سهم خواهی در بین کاندیداهای جبهه متحد اصولگرایان وی در احترام به تصمیم اکثریت این جبهه خود را به صورت مستقل کاندید حوزه انتخابیه تهران کرد . از سوی دیگر برخی ائتلاف های اصولگرا مانند ائتلاف بزرگ اصولگرایان که حضور یک خانم با سوابق نظری را برای لیست خود مناسب می دانستند وی را در لیست خود جای دادند و این در حالی بود که نظری کمترین تلاشی برای ورود خود به لیست های سیاسی انجام نداد .

با همه این اوصاف تخریب منوچهر متکی و همسرش طاهره نظری به عنوان دو فعال سیاسی اصولگرا در آستانه انتخابات مجلس و از سوی اصولگرایان به هیچ عنوان نمی تواند مصداق اطلاع رسانی صادقانه در فضای سیاسی فعلی کشور باشد و به نظر می رسد ناشی از یک بداخلاقی انتخاباتی باشد . متکی و یا دیگر افرادی که در مسئولیت های مختلف نظام مشغول خدمت هستند جزء سرمایه های کشور ما محسوب می شود و تخریب آنان در هر لیست و گروهی و در هر نوع نگاه سیاسی خیانت به آرمان های نظام است و کسانی که ویترین سیاست خارجی دولت و . . را تخریب می کنند هدف نامناسبی دارند .

نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 14:0 توسط م.ح.آ|


پدر بزرگ عزیزم مرحوم

حاج یوسف آزادبخت در جوار رحمت ایزدی آرام گرفت.

برای شادی روح آن مرحوم و همه درگذشتگان فاتحه ای قرائت کنید.


نوشته شده در سه شنبه یازدهم بهمن 1390ساعت 10:47 توسط م.ح.آ|

باسلام

چند وقتی میشه به دلیل درگیری های بسیار زیاد فرصت نکردم وبلاگ را بروز کنم .

به زودی وبلاگ را مانند قبل پرشور به روز خواهم کرد .

نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم دی 1390ساعت 18:1 توسط م.ح.آ|

آغاز فعالیت های جدید رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام


استارت آتش بیاری هاشمی برای انتخابات


با نزدیک شدن به موعد انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی و آغاز رایزنی های انتخاباتی و تلاش نخبگان سیاسی برای به کرسی نشاندن کاندیداهای مورد نظر خود برخی از چهره های مهم سیاسی این روزها فعالیت های گسترده ای را آغاز کرده اند که به یقین یکی از با نفوذ ترین آن ها اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام است . گرچه دفتر هاشمی رفسنجانی تحرکات انتخاباتی وی را از اساس رد کرده است اما نوع برنامه ها و سخنرانی ها و فعالیت های هاشمی نشان دهنده موضوعی غیر از بیانیه دفتر وی است .

با نزدیک تر شدن به دوازدهم اسفندماه موعد نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری طیف های اصلاح طلب که به دلیل عملکرد بسیار بد سردمدارانشان در انتخابات سال 88 از کم ترین محبوبیت سیاسی برخوردار هستند مترصد کوچکترین فرصتی برای بازیابی خود هستند تا بلکه بتوانند تعدادی نماینده را روانه مجلس شورای اسلامی کنند . در این میان شاید هیچ کس به مانند هاشمی رفسنجانی که در انتخابات 88 حامی جدی کاندیدای مورد حمایت آنان بود نتواند به عنوان مراد آن ها وارد عمل شده و راهکارهای پیش رو را برای آن ها تنظیم کند .

در این میان اما پس از انتخابات هیئت رئیسه مجلس خبرگان رهبری که هاشمی مجبور شد صندلی ریاست خود را به آیت الله مهدوی کنی تحویل دهد و سیاست گوشه نشینی را در پیش بگیرد ، رئیس فعلی مجمع تشخیص مصلحت نظام به اندازه ای که این روزها و در آستانه انتخابات فعال شده است فعال نبود . دیدارها و سفرها و اظهار نظر ها و تحرکات شدید سایت رسمی هاشمی رفسنجانی این روزها به شدت بوی انتخاباتی گرفته است که حتی بیانیه دفتر وی نیز نمی تواند سرپوشی بر این موضوع بگذارد .

هاشمی رفسنجانی یکی از مردودین اصلی فتنه 88 است که به خوبی در دوران پس از انتخابات ریاست جمهوری دهم از پشت نقاب خیرخواهی هایش بیرون آمد و شاید تنها به دلیل کینه ای که از سال 84 از شکست به دل گرفته بود همه ظرفیت های خود را بسیج کرد که کاندیدای مورد حمایت اصلاح طلبان یعنی میر حسین موسوی رای آورده و یا بهتر بگویم هر کاری کرد تا احمدی نژاد رنگ پیروزی را به خود نبیند . هاشمی رفسنجانی که تا نزدیک ترین روزهای 22 خرداد هم سعی کرد خود را خیرخواه نظام و انقلاب نشان دهد و کینه تاریخی خود را بروز ندهد با نامه تاریخی اش به رهبر معظم انقلاب اسلامی که بدون سلام و والسلام و با لحن تندی خطاب به ایشان ارسال شده بود جرقه باروت جریان فتنه را زد و به برنامه ریزانی که مدت ها مترصد اثبات نوکری شان به غرب برای پیاده کردن موضوع انقلاب مخملی بودند چراغ سبز را نشان داد که اگر چه نمی تواند به طور آشکار همراه آنان باشد اما می تواند نقش یک پشتیبان را به خوبی ایفا کند .

مردودیت هاشمی در فتنه 88 اما به همین جا ختم نشد و سکوت تعجب برانگیز وی در طول روزهای اغتشاش در تهران و پیام های آشکار و پنهان این سکوت یکی از نکات تاریک کارنامه سیاسی وی در طول انقلاب اسلامی را رقم زد . البته دور و اطرافیان هاشمی نیز در این راه وی را تنها نگذاشتند و از همسر وی عفت مرعشی تا مهدی هاشمی و فائزه هاشمی هریک نقش محوری خود را در تنها نگذاشتن راه پدر ایفا کردند .

اما حالا و در حالی که دو سال از انتخابات 88 می گذرد و بار دیگر فضای غالب کشور به یک فضای سیاسی تبدیل شده است رنگ و بوی حضور هاشمی در عرصه سیاسی بیش از پیش می شود . هیچ تحلیلگر و فرد آشنا به سیاستی نمی تواند قبول کند که هاشمی رفسنجانی که در سال به سال انتخابات در همه عرصه های سیاسی حضور داشته و نشان داده از کوچکترین فرصتی برای کسب قدرت بی بهره نمی ماند در انتخابات 90 و در حالی که مجلس هشتم به پایان راه رسیده است و دولت و شوراهای اسلامی هم سال های پایانی عمر خود را تجربه می کنند این کاردار سیاسی عرصه را خالی کند و حداقل اگر تمایلی به حضور خود ندارد به مهره چینی های افراد مورد نظرش و ارائه راه کارهای خود برای انتخابات نپردازد .

در این میان اما در روزهای گذشته دفتر روابط عمومی مجمع تشخیص مصلحت خبر هرگونه تحرک انتخاباتی رئیس خود را از قبیل معرفی نماینده رابط با جریان‌ها، معرفی لیست پیشنهادی انتخاباتی و یا محوریت یک جریان، جعل شعار "نجات ملّی" به گروهی خاص نسبت داده و از اساس آن را رد کرده است . اما هنوز جوهر پرینت این بیانیه خوش نشده است که خود هاشمی در دیداری غیر انتخاباتی هم به موضوع انتخابات اشاره می کند و تاکید می کند باید اعتماد عمومی مردم را به دست آورد و شرایط دلسوزان نظام را در عرصه انتخابات فراهم کرد تا مردم به انتخابات پا بگذارند . سخنان هاشمی که بالافاصله با ذوق زدگی رسانه هایی همچون روزنامه شرق ، فرهنگ آشتی، اعتماد و آرمان که مدت ها بود به دنبال شروط هاشمی می گشتند روبرو شد از اساس نشان دهنده اصرار هاشمی بر مواضع اشتباه خود و تکرار گذشته دارد .

در این میان چند نکته حائز اهمیت است که اولا نظام جمهوری اسلامی اعتمادی را از دست نداده است که بخواهد دوباره آن را به دست بیاورد چرا که این نظام مفتخر است در طول دوران کوتاه اما با برکت خود نزدیک به سال هایی که از عمرش گذشته است به مردمش فرصت انتخاب را در عرصه عمومی انتخابات داده است و در آخرین نمونه بارز آن با حضور حد اکثری و 85 درصدی چشم جهانیان را متحیر کرده است . حال چه شده است که آقای هاشمی اسم رمز تقلب و عملیات روانی غرب برای  فریب عده ای عنصر داخلی و بی اعتماد کردن مردم به نظام را تحت عنوان اعتماد سازی تکرار می کند؟ سوال اساسی این است که این نظام کدام اعتمادی را سلب کرده است که حالا بخواهد برای بازگشتش تلاش کند .

ثانیا آقای هاشمی باید دیدگاه دقیق خود را از واژه دلسوزان انقلاب روشن کنند چرا که به نظر می رسد همه دلسوزان واقعی نظام به راحتی فرصت ارائه نظر و شرکت در انتخابات را دارند و حال که هنوز ماه ها با موعد انتخابات فاصله داریم به خوبی شور و نشاط و تحرک گروه ها و افراد و تشکل ها را برای برپایی انتخاباتی باشکوه مشاهده می کنیم . آیا دوستانی که در مجموعه جبهه متحد اصولگرایان و دیگر تشکل ها مشغول بستر سازی فضای پرشور انتخاباتی هستند جزو دلسوزان نظام محسوب نمی شوند و یا منظور آقای هاشمی عده ای قلیل است که با هیاهو و تشویش به دنبال به کرسی نشاندن واژه های موهومی چون صیانت از آرا، نظارت بین المللی و یا رفع نظارت شورای نگهبان هستند ؟

البته در این میان هرچند هاشمی رفسنجانی فعلا قصد دارد در حاشیه احتیاط در مسائل انتخابات وارد شود ولی فعلا سایت خود را به محلی برای عرضه تفکرات انتخاباتی خود تبدیل کرده است . سایت هاشمی اکنون وظیفه اصلی شروع آتش بیاری هاشمی در انتخابات را بر عهده گرفته است و در اولین اقدام ها با انتشار دوباره نامه بی ادبانه وی در سال 88 به رهبر معظم انقلاب به تاکید یکی بودن احمدی نژاد و جریان انحرافی پرداخته است . از سویی دیگر سایت وی با درج مطالبی با عنوان خیانت با رای مردم خیانت به نظام است و سخنرانی اخیر وی برای فرهم کردن شرایط دلسوزان نظام و اعتماد سازی عملا موضوع شبهه افکنی در سلامت انتخابات و صلاحیت دولت در برگزاری آن را کلید زده است . البته سایت رسمی وی به همین جا هم کوتاه نیامده است و بحث زیر سوال بردن نظارت شورای نگبان را هم با درج مطلبی به نقل از امام در خصوص نگرانی اعضای شورای تبلیغات اسلامی از انتصاب احمد جنتی به ریاست این شورا را آغاز کرده است .

هاشمی به خوبی می داند که دوران سیاسی وی به سر آمده و اگر در هر کشور دیگری غیر از ایران بود باید راه خانه نشینی و یا نهایتا کار اقتصادی را در پیش می گرفت اما وی هنوز عقیده دارد باید با دست و پا زدن در عرصه سیاسی بقا خودش را از دست ندهد و به خصوص در آستانه انتخابات اخیر خود را همچنان مقتدر نشان دهد  . آیا او موفق می شود؟

این یادداشت را در سایت های زیر هم می توانید بخوانید :

بولتن نیوز

نوشته شده در چهارشنبه بیستم مهر 1390ساعت 18:38 توسط م.ح.آ|

صرفا جهت اطلاع آقای جهرمی


نامه نگاری مسئولان بانک صادرات برای اختلاس + اسناد


موضوع اختلاس هزاران میلیاردی شرکت امیر منصور آریا از بانک صادرات ایران یک هفته ای می شود که به موضوع اول کشور، رسانه ها و مردم تبدیل شده است . این اختلاس بزرگ و تاریخی گرچه طی چهار سال گذشته انجام شده بود اما وقتی صدای آن در آمد که اختلاس کنندگان بعد از خرید شرکت های بزرگ صنعتی کشور به فکر تاسیس بانک خصوصی افتادند و حتی تا پذیره نویسی سهام آن هم پیش رفتند و به ناگاه همه ی بی قانونی های آن ها رو شد اما باز هم خبرش خیلی خفیف در رسانه ها منتشر شد .


جرقه باروت این اختلاس عظیم هنگامی زده شد که سید محمد جهرمی مدیرعامل بانک صادرات دو هفته قبل و در اقدامی نادر صبح روز جمعه خبرنگاران را به طبقه 26 برج سپهر فراخواند و با برگزاری نشست خبری همه اتهامات این اختلاس را از بان صادرات تطهیر کرد و مدعی شد مسئولان باید از بانک صادرات تشکر هم بکنند و اختلاس در 7 بانک دیگر صورت گرفته است . جهرمی در آن جلسه اشاره کرد که اختلاس کنندگان به قدری دقیق اسناد جعلی را صادر کرده بودند که بازرسان ما شاید تا آخر عمر هم نمی توانستند پی به این اختلاس ببرند . البته جهرمی اشاره ای هم به این موضوع داشت که شعبه بانک صادرات خوزستان تنها مجاز به صدور سالیانه 2 میلیارد تومان اسناد ارزی بوده است در صورتی که طی چهار سال 2800 میلیارد اسناد صادر کرده است . در پایان این جلسه هم به خبرنگاران کارت های هدیه ای اهدا شد!

اما فردای این نشست وزیر اطلاعات به خبرنگاران اعلام کرد که اختلاس از بانک صادرات بوده است و سپس هم مسئولان دیگر از جمله رئیس جمهور اشاره کردند که بانک های دیگر درگیر اختلاس به ضمانت بانک صادرات اسنادی را صادر کرده اند و به همین جهت مسئولان بانک صادرات به عنوان اصلی ترین مقصران این اختلاس بوده اند . اما مسئولان این بانک به جای یک عذرخواهی ساده از مردم و یا استعفا از سمت خود که بدیهی ترین کار ممکن برای بازگشت اعتماد عمومی مردم و از بین نرفتن اعتماد سهامداران بانک بود شروع به فرافکنی و متهم نمودن دیگران برای رفع مسئولیت خود کردند .

جهرمی در یکی از اظهار نظرهای خود با بیان اینکه صحت امضاهای اسناد صادر شده توسط بانک صادرات جعلی است سعی کرد به این فرافکنی دامن بزند اما سند زیر نشان می دهد بانک صادرات شعبه کیش با سربرگ بانک صادرات هرمزگان صحت امضای سعید کیانی رضا زاده و داریوش میشانی را که امضای اسناد اختلاس را بر عهده داشتند تایید کرده است .

بر اساس اسناد ، بانک ملی ایران تنها به پشتوانه نامه بانک مرکزی می توانسته اسناد تجاری را به عنوان برات تلقی کند و مجاز به پرداخت  صدور اسناد بوده است .


طی نامه هایی که نمونه هایش را در زیر می بینید بانک صادرات شعبه گروه ملی که در حقیقت شعبه اصلی محل اختلاس بوده در نامه های رسمی به بانک ملی ایران شعبه کیش با سربرگ بانک صادرات خوزستان با مهر و امضای آقای کیانی رضا زاده به بانک ملی اجازه داده است مبالغ میلیاردی اسناد بانک صادرات را از حساب بانک صادرات نزد بانک ملی برداشت و این حساب را بدهکار نماید . در این نامه ها تاکید شده است که این مبالغ بدون برگشت و بی قید شرط است.








افکار عمومی باید این واقعیت را بدانند که طبق بند 5 تصویب نامه شماره 35985/ت مورخ 3/6/1377 هیئت وزیران و مصوبه شورای پول و اعتبار مورخ 14/5/1380 به منظور تسهیل در مبادلات تجاری واحد های تولیدی در داخل کشور، بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران طی نامه شماره نت/1200 مورخ 28/5/1380 مراتب را به شبکه بانکی کشور ابلاغ می نماید که بانک های داخل کشور با درخواست خریدار و رعایت ضوابط و دستورالعمل های ابلاغی نسبت به گشایش اعتبار غیرقابل برگشت به نفع فروشنده از طریق بانک فروشنده ابلاغ می نماید . فروشنده(تولید کننده ) پس از تهیه کالا به منظور در اختیار قرار دادن آن به خریدار نسبت به تنظیم اسناد اعتبار اقدام و آن را به بانک خود ارائه می نماید . بانک فروشنده پس از بررسی و کنترل اسناد و اطمینان از مطابقت اسناد با شرایط ابلاغ شده آن را به بانک خریدار در قبال ارائه وجه و یا قبولی پرداخت در سررسید ارسال می نماید. بانک های داخل کشور می توانند اینگونه اسناد تعهد آور غیر قابل برگشت را به عنوان یکی از معتبر ترین اوراق مالی در بازار پولی محسوب و پس از تایید بدون قید و شرط بانک گشایش کننده نسبت به خرید دین اینگونه تعهدات از ذینفع های اعتبار اقدام نمایند .
حال سوالاتی از بانک صادرات ایران مطرح است که انتظار می رود مسئولین محترم بانک صادرات ایران پاسخ های شفاف و صریحی را به اذهان عمومی ارائه دهند .
به هر حال به خوبی روشن است که بانک صادرات ایران با عدم نظارت صحیح و مناسب اصلی ترین مقصر رخ دادن این اختلاس بی سابقه در تاریخ ایران است .

نوشته شده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعت 16:45 توسط م.ح.آ|

                          تحلیلی بر سخنرانی مهم مقام معظم رهبری در جمع هیئت دولت :

 
روشنگری حقیقت اصلی اسلام و مکتب ایران
 
رئیس جمهور و اعضای هیئت دولت یک شنبه شب گذشته و به رسم هرساله برای تجدید بیعتی دوباره و ارائه گزارش فعالیت های خود در طول یک سال گذشته به حضور رهبر معظم انقلاب رسیدند . برخی وزرا و معاونین رئیس جمهور در این دیدار صمیمی سه ساعته ضمن ارائه گزارشات حوزه فعالیت خود که بیشتر به موضوعات اقتصادی اختصاص داشت به ارائه مقایسه ای از عملکرد دولت نهم و دهم با دولت های گذشته پرداختند . در این دیدار رهبر معظم انقلاب پس از سخنان اعضای دولت در سخنانی بسیار مهم برخی انتقادات جدی را متوجه دولت کردند و از برخی مواضع دولت به خصوص در مورد بحث جنجالی مکتب ایران انتقاد کرده و در برخی موارد نیز از اقدامات دولت تقدیر و تحسین کردند .


به اشتباهات و نکرده ها اعتراف کنیم

رهبر انقلاب اسلامی در این دیدار اگرچه از ارائه آمار و عملکرد منطقی و مستند اعضای هیئت دولت تقدیر کردند اما دو انتقاد اصلی را متوجه این گزارش ها و عملکرد دولت کردند که از آن جمله می توان به مقایسه نشدن عملکرد دولت با وعده های خود دولت اشاره کرد . در سال های اخیر و با روحیه کار و تلاش خستگی ناپذیر دولت نهم و دهم اقدامات بسیار زیادی در سطح کشور به اجرا در آمد و پیشرفت های زیادی حاصل شد که برخی از این کارها نه تنها با دولت قبلی قابل مقایسه نبود بلکه برخی از آن ها با اقدامات انجام شده در کل تاریخ انقلاب برابری و حتی بیشتر می نمود . اما نکته سنجی دقیق رهبری گرانقدر انقلاب در این باره که در کنار این مقایسه به جا باید نگاهی هم به کارهای انجام شده با شعارهای وعده داده شده هم پرداخت اوج نگاه تیزبین رهبری را نشان داد .

شاید با برگشت به 6 سال پیش و شعارهایی که با کمک آن احمدی نژاد توانست ردای شهرداری را با خلعت ریاست جمهوری عوض کند بیشتر بتوان نگاه رهبر را خواند . البته در این دیدار اشاره ای به شعار های اصیل انقلابی دولت مانند عدالتخواهى، يا استكبارستيزى، يا ساده‌زيستى و مقابله‌ى با منش اشرافيگرى، يا مقابله‌ى با ويژه‌خوارى و سوء استفاده‌ى از ارتباطات در مسائل اقتصادى و غير اقتصادى، يا خدمت‌رسانى صادقانه هم شد که دولت در اجرای برخی از آنها موفق و در برخی دیگر هم ناموفق بوده است . شاید در بیان کارهایی که بر طبق شعارهای دولت دهم انجام نشده است هیچ جمله ای بهتر از سخنان حضرت آقا تبیین کننده مطلب نباشد که فرمودند : "در بين گزارشهاى دوستان، من مواردى را ديدم كه به نقطه‌ى ضعف اشاره كردند؛ منتها با اين بيان كه «اين كارها بايد انجام بگيرد». اين «بايد» نشان دهنده‌ى نياز به كارى است كه بايد بشود و نشده. اين را صريح بگوئيد. بگوئيد اين كار را بايد ميكرديم، تا حالا نتوانستيم بكنيم. كسى بر اساس نتوانستن، كسى را مؤاخذه نخواهد كرد. ميگويد خب، در قبال اين ده تا كارى كه انجام گرفته، اين دو تا، سه تا، پنج تا كار هم انجام نگرفته؛ بنا داريم اينها را هم انجام بدهيم. اين را بيان كنيد، اين را صريحاً بگوئيد؛ اشكالى ندارد."


وعده ها را تبدیل به عمل کنیم

البته دکتر احمدی نژاد از زمان روی کار آمدن دولتش عملا در خیلی از موارد مانند برخورد با رسانه ها نشان داده است که از صبوری خاصی برخوردار بوده و روحیه انتقاد پذیری دارند اما صداقتی که رهبری در دیدار اخیر خود از دولتمردان خواست این بود که علاوه بر روحیه انتقاد پذیری روحیه اعتراف صادقانه به اشتباه و یا کارهایی که انجام نشده است را در خود ایجاد کنند . روحیه ای که متاسفانه این روزها کمتر در میان مسئولان ما دیده می شود و اگر در بین رده های مختلف مسئولیتی این امر نهادینه شود به ارتباط تنگاتنگ بین مردم وو مسئولان و افزایش اعتماد عمومی مبدل خواهد شد . از طرف دیگر روحیه تبیین کننده به جای حمله های مختلف حتی به مغرضان موضوعی بود که باید در دستور کار جدی دولت قرار گیرد چرا که همه این مسائل موجب دلگرمی مردم شده و خود مردم درباره مغرضان قضاوت خواهند کرد . چه ایرادی دارد وزرا و دولتمردان با همه گرفتاری های خود بخشی از وقت های تلف شده و ضایع خود را حذف و به حضور در بین خیل مردم در مساجد و دانشگاه ها و مکان های دیگر اختصاص دهند . وزرا می توانند به راحتی در بطن مردم حضور یافته و خیلی از مسائل پنهان و یا نادیده دولت را برای مردم تشریح و درواقع تمام این زحمات را تقدیم به کسانی کنند که برای همان ها شب و روز زحمت می کشند .

رهبر انقلاب در بخشی از سخنانشان اشاره ای هم به فعالیت های انجام گرفته دولت کردند . در این زمینه شاید مهم ترین نکته این باشد که تعیین اولویت ها در واقع پیشرفت های بهتر را به ارمغان خواهد آورد . در این زمینه هیچ کس منکر فراهم آوردن بسترهای مناسب برای کارهای مختلف در سطح کشور نیست و از طرفی هم در بسیاری از موضوعات همچون طرح های عمرانی و اقتصادی باید بسیاری از طرح های جدید کلنگ زنی شده و به مرحله اجرا برسند تا بخشی از عقب ماندگی های تاریخی ملت ایران جبران شود و قطار توسعه کشور شتاب لازم را به خود بگیرد اما به پایان رساندن پروژه هایی که در مقطع تکمیل است نیز امری است که باید توجه جدی به آن شود . همانطور که رهبر انقلاب اسلامی هم در سخنان خود تاکید کردند انجام زیاد فعالیت و کار و داشتن روحیه پرتحرک اگر با عمل همراه شده و تنها به وعده محدود نشود نه تنها سطح توقعات مردم را بالا نمی برد بلکه ایمان و اعتقاد آن ها را نیز افزایش می دهد .


تحریم های بین المللی به زودی از بین می رود

جهاد اقتصادی و تبیین رویکردهای عملیاتی شدن آن هم در این دیدار بسیار مورد توجه حضرت آقا قرار گرفت . در زمینه اقتصاد شاید هیچ کلمه ای بیشتر از جهاد نتواند در این شرایط به کمک کشورمان بیاید و نام گذاری مقام معظم رهبری اگر عملیاتی هم شود که متاسفانه تا کنون کمی مغفول مانده است می تواند تمام عقب ماندگی های اقتصادی کشور ما را جبران کند . البته در دولت نهم و دهم موضوع مهمی از این جهاد مانند طرح تحول اقتصادی و هدفمندی یارانه ها به اجرا در آمد که بر خلاف پیش بینی بسیاری از تحلیل گران بین المللی در اوج تحریم ها توانست با کمک مردم با قدرت ادامه پیدا کند به انجام رسید اما هنوز تا رسیدن به نقطه مطلوب فاصله زیادی وجود دارد که اصلاح سیستم پولی و بانکی و یا اصلاح سیستم گمرک در واقع از همین موضوعات است . اظهار نگرانی رهبری انقلاب از میزان واردات و یا نسبت افزایش تولید مهم ترین موضوعی است که در این شرایط کشور باید به آن توجه زیادی داشته باشد . رشد بی رویه صادرات و ایجاد رانت های مختلف برای عده ای از تجار متاسفانه بازار داخلی را به شدت با مشکل روبرو کرده و از عوامل اصلی کاهش تولید در کشور به شمار می رود که البته با اتخاذ یک سیاست کنترلی منسجم می توان آن را حل کرد . امروز ما به خوبی دیده ایم که با ایستادگی مسئولین و همراهی مردم تحریم های به ظاهر فلج کننده غرب کوچکترین تاثیری در حرکت کشورمان نداشته است و بنا به پیش بینی صحیح رهبری به زودی این تحریم ها هم از بین می رود اما باید دستور آقا که فرمودند :"اين پنج شش موردى كه در طرح تحول وجود داشت، همه‌اش بايد انجام بگيرد. كارى كنيد كه در ظرف مدت باقيمانده‌ى دولت، اين كارها سر بيفتد، تا اينكه بتواند ادامه پيدا كند. يعنى نگذاريد كار، نيمه‌كاره بماند.  اين كارها در طول دو سال تمام نميشود. همين هدفمندى هم مراحل گوناگونى دارد؛ شما شروع كرديد، پيش رفتيد. همان پيش رفتن، در واقع به يك معنا تمام كردن است. خود شروع كردن، به يك معنا تمام كردن است؛ اگر چنانچه خوب و صحيح و بر مبنا شروع شود." حتما در دستور کار قرار گیرد.

تاکید بر ایران بعد از اسلام به جای موضوع انحرافی مکتب ایران

اما یکی از مهم ترین نکاتی که در سخنان آقا به خصوص در فضای سیاسی این روزهای جامعه مطرح است اشاره رهبری به علاقه برخی ها در دولت برای مطرح کردن موضوع علاقه به ایران و یا در واقع همان مکتب ایران است . رهبری در این دیدار به خوبی اشاره کردند که در مسئله علاقه به ایران خوب است به موضوع ادبیات فارسی و تاکید بر گسترش این زبان توجه شود . موضوع مکتب ایران و حواشی دور و بر آن مدت هاست عرصه سیاسی کشور را ملتهب کرده است و سکوت خود رئیس جمهور هم در این زمینه بر افزایش تنش ها صحه گذاشته است . اظهارات رئیس دفتر رئیس جمهور در مراسم ها و برنامه های گوناگون مبنی بر تاکید بر جایگزینی مکتب ایران به جای مکتب اسلام و آوردن منشور کوروش به ایران و تاکید بر باستانگرایی و غیره باعث ایجاد یک جریان انحرافی شده بود که قلب بسیاری از دوستداران انقلاب که به شعارهای انقلابی دولت دلخوش کرده بودند را به درد آورده بود و همراهی عده ای از دور و بری های رئیس جمهور بر این مواضع انحرافی سبب ایجاد تنش های سیاسی زیادی شده بود اما بالاخره رهبر معظم انقلاب که همیشه در مواقع حساس با روشنگری های خود همه شک و شبهه ها را برطرف می کنند در خصوص این موضوع نیز با دولتمردان صحبت کردند و با روشنگری خود به دولت اشاره کردند تا با ادامه همان شعارهای اصیل خود نگذارند چهره دولت بیش از این تخریب شود .


تاکید رهبر انقلاب بر ایران پس از اسلام و غیر قابل مقایسه بودن دوران بعد از اسلام و پیشرفت های آن با دوران قبل از اسلام به آن دلیل بود که گرچه ایران یکی از اولین تمدن های بشری بوده و در کنار تمدن های بزرگی همچون بین النهرین و مصر از بزرگترین تمدن های بشری بوده است اما نباید یادمان برود که این تمدن با اسلام شکل اساسی به خود گرفت و  پيروزى‌هاى بزرگ نظامى كشور، پيشرفتهاى عظيم علمى كشور در زمينه‌هاى گوناگون و غیره در همین دوران پس از اسلام برای کشور به ارمغان آمد . حضرت آقا در این دیدار تصریح کردند " نه اينكه قبل از اسلام از اين چيزها ندارد؛ چرا، اما نسبت به دوره‌ى اسلامى، آنها ناقص است، كم است. البته يك چيزهائى به عنوان گفته‌ها مطرح ميشود، اما چيزهائى نيست كه مستند باشد و كسى بتواند آنها را اثبات كند؛ اينها قابل اثبات نيست. اما آنچه كه در دوره‌ى اسلامى واقع شده، قابل اثبات است؛ روشن است. شما نگاه كنيد ببينيد پيشرفت نظامى و علمى و فرهنگى ايران در دوره‌ى ديلمى‌ها، در دوره‌ى سلجوقى‌ها، بعدها در دوره‌ى صفويه، و حتّى در اين وسط، در بخشى از دوره‌ى حاكميت مغول چگونه است. مغولها به ايران كه آمدند، ايرانى شدند و تحت تأثير فرهنگ ايران قرار گرفتند؛ كمااينكه به هند كه رفتند، هندى شدند. چه كارهاى برجسته و عظيم علمى و فرهنگى و هنرى در اين دوره انجام گرفته. اگر كسى ميخواهد از ايران و ايرانى‌گرى حمايت كند، خب، ايران دوران اسلامى، هم مدون‌تر است، هم مستندتر است، هم قابل قبول‌تر است، هم جلوى چشم است؛ كتابش جلوى چشم است، معمارى‌اش جلوى چشم است، نشانه‌هاى علمى‌اش جلوى چشم است؛ تاريخش تدوين‌شده و روشن است"

این تحلیل حضرت آقا که بسیار موشکافانه و دقیق اعلام و تبیین شد شاید بهترین بحث برای پایان دادن به موضوعی فرعی باشد که ماه ها است کشور را دچار موضوع جریان انحرافی و مکتب ایران کرده است باشد . همچنین تاکید مجدد رهبری بزرگوار انقلاب برای پایان دادن اختلافات قوا نیز می تواند زمینه ساز از بین رفتن درگیری هایی باشد که به طور عادی در میان دولت و مجلس شکل می گرد . به هر حال موضوعی که به خوبی مشخص است این است که بار دیگر رهبر انقلاب با پیام های روشن و آشکار خود گرد و غبار های مسیر انقلاب را زدودند و مانند چراغی روشن حقیقت راه را به دولت و همه مردم نشان دادند .

این یادداشت را در سایت های زیر هم می توانید بخوانید :

بولتن نیوز          آزادی نیوز      بی باک نیوز

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1390ساعت 13:39 توسط م.ح.آ|

فطریه ی عاشقی


هلال نقره ای ماه، آسمان رمضان را روشنایی بخشیده است و منِ خاکی در این ثانیه های آخر به یک ماه مهمانی می اندیشم، به یک ماه خاطره ی آسمانی، به یک ماه «ربَّنا لا تزغ قلوبَنا»ی(1) دستانم، به یک ماه طعم دعای سحر و به یک ماه تشنگی!.

خدایِ آسمانیِ دل خاکی ام، تو را قسم می دهم به این لبان تشنه، ما را با نگاه مهدی ات سیراب گردان و این شب عید، آخرین شب عید بی مهدی باشد.

خدایا آسمان نیازم سرشار از توست، من روزه دار عاشقی  را بیش از این تشنگی مده! و قدم های مهدیت را هدیه ی روز عید نصیب ما گردان.

«اللهُم اجعَل صیامی»(2) در این شهر رمضان «بِالشُکر و القبول عَلی مَا تَرضاهُ...» امشب منِ سراپا خاکی، همانند شبهای قدر به نیایش تو نشسته ام و تاریکی شب را در زیر نور مهتاب با ذکر شمار عاشقی ام انتظار می کشم... انتظار! انتظار رسیدن روزی که فطریه ی عاشقی ام را بپردازم، قلب کوچکم را می گویم ... ای مهدی قلبم برای تو، منتظرمان نگذار!

امشب من با مهتاب به درد دل نشسته ام و حضور مهدی را تمنا می کنم تا آسمان دلم را با آمدنش مهتابی سازد.

من در سیل سرشکم غسل عید به جا آورده ام، غسل شادمانی، غسل شوق...

صدا می آید... الله اکبر، خدا بزرگ است؛ لا اله الا اللهُ، الله اکبر(3)، و ستایش مخصوص توست ای تنها بهانه ی نیایش.

آسمان که هر صبحدم تسبیح تو می گوید اینک در این صبح بارانی از شوق و شور در این عید عرفانی در مقابل روزه داران کم آورده است، این همه عاشق زیر سقف آسمان دست به سوی پروردگار به نیت پنج مهمان کساء پیامبر «اللهُم اهلَ الکِبریاءِ و العظمةِ و اهلَ الجودِ و الجبروت»(4) را، با تو نجوا می کنند، ای تو اهلِ عفو و رحمت و ای اهل تقوا و مغفرت...

دانه دانه ی اشک آسمان با سرشک شوق آدمیان درآمیخته و همه فریاد می زنند «اسئَلُک بِحقّ هذا الیَوم» که قرارش دادی «للمسلمینَ عیدا» رحمت فرست بر محمد و خاندان او، بر مهدی موعود، بر منتَظَر دل ما، سلام ما را برسان یا الله!

«و اعوذُ بِکَ مِمَاستَعاذَ منهُ عِبادُک الصالحون» پناه می برم به تو از دردِ جانکاه انتظار...!

چه نشاط انگیز است همگام با نسیم صبحِ بارانی پس از یک ماه روزه داری و نماز عاشقی، یک صدا با دیگر عاشقان، هم نوا با آن یار سفر کرده! ندای «اللهُم رَبَّ النورِِ العظیم»(5) سر دهی و در آخر با ضربه های قلبت «العجل، العجل، العجل» را عیدانه از خداوند درخواست کنی.

پس از یک ماه روزه داری و لب تشنگی اکنون با باران رحمت پروردگار روزه ات را افطار کن!

روزه ات قبول

نوشته شده در سه شنبه هشتم شهریور 1390ساعت 21:31 توسط م.ح.آ|

در بهترین شب سال دعایمان این باشد

 

خدا کند ابن ملجم نشویم

 

 

این شب هاحقیقتا شب های بزرگ و نورانی است . شب هایی که در روایات ما از هزاران ماه برتر عنوان شده است و اعمال و عبادات ما در آن هزاران برابر محاسبه می شود . در عظمت شب های قدر که سرنوشت انسان در آن رقم می خورد هیچ شکی نیست اما شاید دور از انصاف نباشد که بگوییم عظمت قدر با دانستن قدر علی (ع) که تقارن شهادتش با این شب های عزیز جایگاه رفیع وی را نشان می دهد، دو چندان می شود .

در شب های پرفضیلت قدر هرکس به نوعی با خدای خود خلوت می کند و با حضور در مساجد و حسینیه ها دلش را به آرامش بی کران دریای الهی می سپارد . عده ای دل به نجواهای شیرین جوشن کبیر و ابوحمزه ثمالی می سپارند و عده ای نیز تنها گوشه ای دنج می خواهند تا به زبان خود با خدا راز و نیاز کنند اما تنها چیزی که شاید در این شب ها مشترک باشد غم شهادت مولای متقیان و حس نیاز به درگاه باری تعالی با نگاهی به آموزه های علی (ع) است . نکته ای که در این میان مهم است این است که شهادت ابوالائمه (ع) در این شب بی حکمت نبوده و تفکر در حکمت های اولین شهید محراب می تواند بسیاری از مشکلات ما را حل کند .

از نظر نگارنده شاید هیچ زمان و دوره ای به اندازه سال های اخیر با دوران حضور و شهادت حضرت علی (ع) مطابقت نداشته و ندارد . با نگاهی کوتاه به حوادث آن دوران به راحتی می توان دریافت که زمان حاضر شبیه ترین دوران ها به زمان حکومت امام اول شیعیان است و چه خوب است که این شب ها با کمی واکاوی میان آنچه که در روزگار علی مرتضی (ع) گذشت و آنچه که امروز در جامعه ما می گذرد خود را در زمره کسانی قرار دهیم که عاقبت به خیر می شوند . یکی از علمای بزرگ تهران در جلسه ای تاکید می کرد تحول روح اصلی شب های قدر است و اگر کسی در این شب ها تنها چند دقیقه ای فکر کند و تحولی در خود ایجاد کند از همه عبادات این شب برتر است .

جامعه امروز ما شباهت های زیادی با سال های صدر اسلام دارد چرا که همانگونه که پیامبر اکرم (ص) با بعثت خود جامعه جاهل عرب آن زمان را به دینی آسمانی که کامل ترین دین نازل شده بود فراخواند امام راحل نیز ایران را از جهالت حاکمان سرمستی که با نوکری اربابان غربی خود دوست نداشتند ذره ای از نام اسلام در این کشور باقی بماند نجات داد و جمهوری اسلامی را بر پایه اعتقادات راستین اسلام پایه گذاشت . اما شاید بتوان سخت ترین دوران اسلام را دوران پس از رحلت نبی اکرم (ص) نام گذاری کرد دورانی که مردم و صحابه پیامبر با اینکه به جانشینی برحق علی (ع) اعتقاد داشتند اما کرسی خلافت را غصب کردند و بهترین فرد امت پیامبر(ص) را 25 سال خانه نشین کردند .

شاید یکی از نکاتی که بسیار به چشم می آید این است که بصیرتی که واژه اش این روزها بسیار شنیده می شود رمز گمشده آن روزها و رمز گمشده امروز برخی افراد است . آن روزها عده ای به طور خاص فضا را به نحوی غبار آلود کردند که مردمی که پیامبر را دیده بودند و حرف هایش را در مصداق باطل یا کامل بودن افراد شنیده بودند علی (ع) را تنها گذاشتند و افراد باطلی که خود را همه جوره به پیامبر منصوب می کردند در راس قرار گرفتند . شاید آن روزها جهل مردم نگذاشت که تشخیص دهند زن پیامبر و یا صحابه ایشان به خاطر کوتاه شدن دستشان از منافع دنیا به جنگ با اسوه تقوا رفتند اما دیگر امروز از کسی پذیرفته نیست که تاریخ را دیده باشد و باز به همان راه برود . در فتنه دو سال قبل فضا به طوری غبار آلود شد که مردمی که هنوز صدای دلنشین روح الله در گوش جانشان بود که فرمود : ملاک حال فعلی افراد است اما باز هم برخی ها فریب انتصاب های سببی و نسبی افراد را خوردند و حرف های کسانی را دربست قبول کردند که هرطور شده می خواستند خود را به امام راحل منصوب کنند .

بسیاری از افرادی که در جامعه امروز ما با ادعای منصوب بودن به امام و یار امام بودن و یا حتی حضور در جنگ تحمیلی خود را برتر و مصون تر از همه افراد می دانند اگر با همین ملاک های زمان حال در دوره امام می زیستند از طرف امام طرد می شدند کما اینکه ماجرای عزل قائم مقام رهبری نشان داد امام با کسی تعارف ندارد . امروز زمان همان زمان حضرت علی (ع) است و کسانی که آن روز فریب قرآن های سر نیزه را خوردند و با پیشانی های جای مهر بسته به جنگ علی (ع) رفتند امروز هم با همان ظاهر عوام فریب در جامعه ما زندگی می کنند و مشکلات زیادی را برای مردم به وجود می آورند و رهبری را تنها می گذارند .

اغراق نیست اگر بگوییم که از علی (ع) تا به علی فاصله یک آئینه است . اگر در روزگار قبل عده ای در مقاطع گوناگون کمر به قتل داماد پیامبر (ص) بستند و از هر فرصتی برای تخریب وجهه آن حضرت استفاده کردند و آخر هم یکی از مسلمان نماهای بسیار ظاهرالصلاح امام را به شهادت رساند امروز نیز در روزگار فتنه و روزهای بعد از آن بسیاری از خودی های ظاهر الصلاح خون به دل رهبری انقلاب کردند اما همه این ها خود به عظمت شخصیتی ایشان آگاهی دارند . علی (ع) در محراب شهادت قربانی کینه فردی شد که شاید تا آن روز نماز صبحش قضا نمی شد و آن روز هم خود امام در مسجد از خواب بیدارش کرد اما  وی تیغ کینه بر فرق مردی زد که عظمت اسلام تا همین زمان حاضر مدیون تلاش های و حکمت های او بوده است . ابن ملجم قبل از اینکه قاتل باشد مسلمانی بود که تنها تکرار کلمات عربی نماز و حدیث را فرا گرفته بود و از عمق دین و آموزه های پیامبر عزیز اسلام چیزی نفهمیده بود و در یک کلام بویی از بصیرت نبرده بود . بصیرتی که در همه زمان ها تنها عامل نجات انسان ها است .

خوب است در این شب های عزیز و پر نور بسیاری از ماحتی کسانی که به مذهبی بودن و حزب اللهی بودن خود غره می شویم از این تاریخ عینی دینمان درس بگیریم و در خلوت خود دست به درگاه الهی برداریم و دعا کنیم که کاش در بی بصیرتی و ظاهرالصلاح بودن و عدم شناخت عمیق از دین مانند ابن ملجم نشویم .

یادداشت را در لینک های زیر بخوانید :

بولتن نیوز       بی باک نیوز      سایت خبری تحلیلی ۵۹۸

نوشته شده در چهارشنبه دوم شهریور 1390ساعت 15:38 توسط م.ح.آ|

یک یادداشت غیر قابل چاپ

 

نمایندگان مردم برای چهارمین بار قانون را به نفع خود تغییر دادند

لکه سیاهی بر پیشانی مجلس هشتم + اسامی

 

نمایندگان مجلس شورای اسلامی ظاهرا قرار است تا آخرین روزهای مجلس هشتم داستان قانون گریزی های خود را ادامه دهند و نام این مجلس را به عنوان یکی از قانون گریزترین دوره های مجلس ثبت بکنند . داستان دور زدن قانون و تفسیر به رای کردن آن شاید از ابتدایی ترین روزهای مجلس هشتم و با موضوع پرداخت وام 100 میلیونی بلا عوض به نمایندگان آغاز و با اعطای پژوهای پارس سال ادامه پیدا کرد . در آن روزها اصلی ترین حرف مردم این بود که چرا نمایندگانی که با رای آنان پا به خانه ملت گذاشته اند تنها به دلیل منافع شخصی خود این قانون را تصویب کرده اند در حالی که بسیاری از همین مردم برای کوچکترین وامی باید با موانع زیادی روبرو شوند . اما در این میان بی قانونی های نمایندگان در بسیاری از طرح ها و لوایحی که باید کارشناسانه در مجلس به تصویب می رسید و با پرداخت چک پول های رنگارنگ افراد گوناگون به سمت و سوی دلخواه به پیش رفت خود را نشان داد .

در طول چهار سال مجلس هشتم در هر دیدار نمایندگان با مقام معظم رهبری ایشان از وکلای خانه ملت خواستند که نسبت به تصویب طرح نظارت بر نمایندگان اقدام کنند اما برخی نمایندگان که منافع خود را در خطر می دیدند از ترس رو شدن بسیاری از بی قانونی هایشان از به تصویب رسیدن خواسته رهبری جلوگیری کردند. اما همه این مواردی که مطرح شد در کنار ناگفته های زیادی که باقی ماند به اندازه طرحی که در ماه های اخیر و در آخرین سال فعالیت این دوره مجلس به تصویب رسید باعث از بین بردن شان مجلس نشد .

نمایندگان مجلس در آغاز سال جاری طرحی را در صحن بهارستان مطرح کردند که به موجب آن داشتن مدرک کارشناسی ارشد به عنوان یکی از شروط جدید ثبت نام کاندیداهای راه یابی به مجلس مطرح می شد اما در این میان نمایندگان در تبصره ای عجیب خود را از این قانون مثتثنی دانستند و تاکید کردند هر دوره نمایندگی به عنوان یک مدرک تحصیلی محسوب می شود . از ابتدای تصویب این طرح زمزمه های مخالفت مردم و نخبگان سیاسی با این لایحه که کاملا معلوم بود  با در نظر گرفتن موقعیت های شخصی افراد به تصویب رسیده است برخواست اما نمایندگان بدون کوچکترین اعتنایی طرح را به شورای نگهبان ارجاع دادند که مورد مخالفت شورای نگهبان قرار گرفت و پس از عودت به مجلس بخش هایی از آن مانند داشتن سابقه مدیریت حذف و برای دومین بار قانون به شورا باز گشت .

گرچه خود همین قانون جلوی شرکت بسیاری از نامزدهای دارای صلاحیت به خصوص در شهرستان ها را می گرفت اما اصلی ترین گریز را به این قانون وزارت کشور زد و طی اطلاعیه ای اعلام کرد که بر طبق همین قانونی که خود نمایندگان با هزار زحمت تهیه کرده اند نزدیک یک سوم جمعیت مجلس نمی توانند باردیگر کاندیدا شوند چرا که اولا در مجلس هشتم وارد مجلس شده اند و ثانیا مدرک کارشناسی داند و ثالثا بر طبق قانونی که با هزار امید و آرزو تصویب کرده اند که هر دوره نمایندگی معادل یک مدرک به حساب بیایید در دی ماه سال 90 که فرصت ثبت نام کاندیداها است هنوز یک دوره نمایندگی آنان به اتمام نرسیده است . پس از این هشدار وزارت کشور به شورای نگهبان این 90 نماینده که موقعیت خود را در خطر می دیدند و بدون آنکه بدانند به قانونی رای داده بودند که موجب حذف خودشان از صندلی های نرم و راحت بهارستان را فراهم آورده بود به تکاپوی شدید افتادند و به هر دری زدنند که از حذف خودکرده خود جلوگیری کنند .

البته شاید این نمایندگان مصداق ضرب المثل " چوب خدا صدا نداره" شدند چرا که با تصویب این قانون ناروا می خواستند رقبای خود را از صحنه انتخابات حذف کنند اما خود گرفتار همین قانون شدند .به هرحال این دوستان که نمی توانستند از خدمت صادقانه به مردم!!! دل بکنند برای بار سوم با ارسال استفساریه ای به شورای نگهبان شرط ورود به مجلس را به عنوان تبصره جدید به این قانون اضافه کردند تا بتوانند خود را از مهلکه نجات دهند اما شورای نگهبان باز هم با این اسفساریه مخالفت کرد و آن را تبعیض ناروا دانست  . در این میان نمایندگان که موقعیت خود را جدا در خطر می دیدند به علی لاریجانی متوسل شدند تا با ارسال نامه ای به وزیر کشور از وی درخواست کند مبنای احراز صلاحیت نمایندگان فعلی را ورود به مجلس محسوب کند . از سوی دیگر محسن کوهکن به نمایندگی از هیئت رئیسه مامور شد تا رایزنی های لازم را برای برگرداندن رای شورای نگهبان آغاز کند .

نمایندگان عزیز اینقدر نگران به دست آوردن پست و جایگاه دوباره خود بودند که به کلی آرمان های انقلاب و تاکیدات مکرر امام راحل و مقام معظم رهبری که مسئولیت ها در جمهوری اسلامی ودیعه است را از یاد برده بودند و تنها به فکر حضور دوباره خود در مجلس بودند . به هرحال با مخالفت دوباره شورای نگهبان طرح باز هم برای رفع ایرادات به مجلس بازگشت و دیروز نمایندگان مجلس در اقدامی دور از شان مجلس برای چهارمین بار با عوض کردن قانون تبصره ای به آن اضافه کردند که مشکل 90 نماینده حل شود و نمایندگان حتی با داشتن لیسانس هم بتوانند در دی ماه در انتخابات مجلس ثبت نام کنند . نمایندگان با این تبصره جدید تنها دو نفر از افرادی را که در انتخابات میاندوره ای به مجلس راه یافته بودند را از ادامه حضور در مجلس محروم کردند .

گرچه دیروز برخی نمایندگان مانند کوچک زاده تصویب این قانون را مساوی از بین رفتن آبرو و اعتبار مجلس به خاطر نام افراد دانستند اما این نمایندگان همه تلاش خود را به عمل آوردند تا موقعیت خود را از دست ندهند . این نمایندگان با این کار خود نشان دادند نماینده مردم بودن برایشان تنها یک شعار بی اهمیت است و نه تنها آن ها به پست و مقام بی اعتنا نیستند بلکه همه جوره برای از دست ندادن آن دست و پا می زنند . این افراد برای بقا خود حتی حاضر شدند لکه سیاهی بر پیشانی اعتبار مجلس به عنوان نهادی که خود باید مصداق عینی رعایت قانون به عنوان قانونگذار بوده و باید در راس امور باشد باقی بگذارند و متاسفانه در این میان از همراهی هیئت رئیسه مجلس هم بهره مند شدند . کاش این آقایان کمی پیش خود خلوت کرده و بین دنیا و آخرت یکی را انتخاب می کردند و اگر واقعا طبق نص قانون حق شرکت از آن ها گرفته می شد به راحتی آن را به افراد تازه تر می سپردند اما معلوم نیست این کرسی نمایندگی چه چیز دندانگیری است که این نمایندگان حاضر نیستند به هیچ وجه از آن دل بکنند .آقایان نماینده کاش می دانستند که مسئولیت یک بار سنگین به دوش آنان  است که آن دنیا باید پاسخگوی آن باشند و تصویب چنین قانون ناروایی حتی از نظر شرعی هم مشکل دارد .

برای بررسی نهایی این موضوع تلاش زیادی کردم تا با آقای کدخدایی سخنگوی شواری نگهبان گفت و گو کنم اما این عضو شورای نگهبان اظهار نظرش را به بررسی موضع جدید مجلس موکول کرد اما امیدواریم شورای نگهبان به عنوان شواریی منصوب رهبری و مجلس که از ابتدای انقلاب وظیفه خطیر حفظ و حراست از قانون اساسی را بر عهده داشته است این قانون تبعیض آمیز را برای خوشایند برخی نمایندگان تایید نکند و در این میان نیز قضاوت اصلی را بر عهده خود مردم به عنوان صاحبان اصلی کشور می گذارم.

اسامی نمایندگانی که سعی دارند قانون را به هر نحو ممکن دور بزنند به شرح زیر است :

 
    1- یونس اسدی/ نماینده مشکین شهر/ لیسانس علوم اجتماعی
    2- ضیاء الله اعزازی ملکی/نماینده بناب/ لیسانس تاریخ
    3- علی اکبر اولیا / نماینده یزد/ لیسانس عمران
    4- مهرداد لاهوتی / نماینده لنگرود/ لیسانس مدیریت
    5- شاپور پولادی / نماینده ایلام/ لیسانس مهندسی عمران
    6- احمد جباری / نماینده بندرلنگه/ لیسانس عمران و حقوق قضایی
    7- یعقوب جدگال / نماینده چاه بهار/لیسانس کارشناسی آموزش ابتدایی
    8- عیسی جعفری / نماینده بهار و کبوتر آهنگ/ لیسانس الهیات و معارف اسلامی
    9- محمدکاظم حجازی / نماینده همدان/ لیسانس معارف اسلامی
    10- شهباز حسن پور /نماینده سیرجان/ لیسانس مدیریت دولتی
    11- فرهاد بشیری / نماینده پاکدشت/ لیسانس مشاوره و راهنمایی
    12- عبدالمحمد بابااحمدی / نماینده لردگان/ نماینده میان​دوره​ای مجلس هشتم با مدرک لیسانس
    13- شریف حسینی / نماینده اهواز/ لیسانس مدیریت بازرگانی
    14- قدرت الله حسینی / نماینده گچساران/لیسانس مدیریت برنامه ریزی آموزشی
    15- خلیل حیات مقدم / نماینده ماهشهر/ لیسانس حقوق اسلامی
    16- احمدرضا دستغیب / نماینده شیراز/لیسانس مدیریت صنعتی
    17- محمدعلی دلاور / نماینده درگز/ لیسانس ریاضی
    18- محمد قیوم دهقانی / نماینده ایرانشهر/لیسانس دبیری ریاضی
    19- صمد مرعشی/ نماینده رودبار/لیسانس مدیریت دولتی
    20- حجت​الله رحمانی / نماینده الیگودرز/معادل لیسانس مدیریت آموزشی 

   21- ابوالقاسم رحمانی /نماینده اقلید/ لیسانس راه و ساختمان
    22- حمید رسایی / نماینده تهران/سطح دو حوزه(معادل حوزوی لیسانس)
    23- سیدجواد زمانی / نماینده کنگاور/لیسانس ادبیات فارسی
    24- علی زنجانی حسنلویی/ نماینده نقده/ لیسانس حقوق قضایی
    25- سیدمحمد سادات ابراهیمی / نماینده شوشتر/لیسانس تاریخ+ (معادل حوزوی لیسانس)
    26- سیروس سازدار/ نماینده مرند/لیسانس مهندسی متالوژی
    27- وکیل سپه اجیرلو / نماینده پارس آباد/ لیسانس مهندسی کشاورزی
    28- محمدرضا شعبانی / نماینده کرمانشاه/ لیسانس فقه و مبانی حقوق
    29- محمد مهدی شهریاری / نماینده بجنورد/لیسانس روابط بین الملل
    30- محمدرضا صابری/نماینده نهبندان/لیسانس عمران
    31- جواد صبور/نماینده اردبیل/لیسانس مدیریت دولتی
    32- روح الله جانی عباسپور / نماینده بویین زهرا/لیسانس مدیریت برنامه ریزی
    33- علی عزتی / نماینده دهلران/لیسانس مدیریت برنامه ریزی آموزشی
    34- مهدی عیسی زاده / نماینده تکاب/ نماینده میان​دوره​ای مجلس هشتم با مدرک لیسانس
    35- محمد امین فرج زاده/ نماینده بندرعباس/ لیسانس ریاضی
    36- یوسف قاسمی /نماینده لاهیجان/ لیسانس فقه و مبانی حقوق
    37- نصرالله کوهی / نماینده سروستان/ لیسانس علوم اجتماعی
    38- حسین گروسی / نماینده شهریار/لیسانس فلسفه
    39- احمد لطفی / نماینده اراک/لیسانس مدیریت دولتی
    40- علی مطهری شبستری / نماینده شبستر/لیسانس مهندسی برق
    41- سیدفاضل موسوی / نماینده خدابنده/ لیسانس حقوق قضایی
    42- علی میرزایی/ نماینده فومن/لیسانس کشاورزی
    43- عنایت الله هاشمی / نماینده سپیدان/لیسانس قضایی
    44- حسن ونایی/ نماینده ملایر/لیسانس مدیریت بازرگانی 

    45- بهروز جعفری/ نماینده سمیرم/لیسانس مدیریت آموزشی
    46- محمدرضا حاجی اصغری / نماینده میانه/لیسانس مهندسی کشاورزی

47- ولی اسماعیلی / نماینده گرمی / لیسانس مدیریت

 

 

نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم مرداد 1390ساعت 16:44 توسط م.ح.آ|

چند نکته در ادامه حرف های دیروز محسن رضایی

دایره اصولگرایان را محدود نکنیم

 

روز گذشته محسن رضایی دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام در گفت و گو با رسانه ها با انتقاد از دایره بسته اصولگرایان برای تشکیل کمیته وحدت اصولگرایان تاکید کرده بود که متأسفانه عده‌ای با تنگ‌نظری، مانع از پیوستن همه گروه‌های اصولگرا به یکدیگر می‌شوند. هنوز گروه‌هایی از اصولگرایان هستند که باید به مجموعه (7+8) بپیوندند. مجلس آینده باید مجلس کارآمدی باشد و فرصتی فراهم کند تا وحدت را بیشتر کنیم و بتوانیم در برابر فشارهای بین‌المللی ایستادگی بیشتری کنیم‌. نباید وحدت را برای قدرت بخواهیم، بلکه وحدت باید برای ایستادگی و پیشرفت باشد.


در روزهای اخیر رایزنی های مختلفی از سوی جریان های مختلف اصولگرایی برای تکمیل و در نتیجه تشکیل کمیته وحدت اصولگرایان که تا همین لحظه هم بالاخره مشخص نشده است قرار است متشکل از چند نفر باشد انجام شده است که هرکس از زاویه خودش نگاهی به این موضوع دارد . اما نکته ای که در این میان مهم به نظر می رسد این است که از این چرا کمیته ای که باید نمادی از وحدت موثر اصولگرایان باشد اکنون به محلی برای سهم خواهی های انتخاباتی تبدیل شده است و هر کس سعی می کند با انتصاب نماینده ای از جانب خود در این کمیته به نوعی سعی کند سهم خود را از نفرات لیست اصولگرایان به خصوص در شهر تهران حفظ کند .

در سال های اخیر که اصولگرایان با وحدت رویه و اتخاذ مواضع معتدل توانسته اند در انتخابات مجلس، ریاست جمهوری و شورای شهر با اعتماد مردمی روبرو شوند بزرگترین بحثی که توانسته به آن ها کمک کند، متحد و یکپارچه شدن بوده است . موضوعی که اوج آن در انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی و با راه یابی اکثریت مطلق نامزد های جبهه متحد اصولگرایان به صحن بهارستان خودنمایی کرد . از سال گذشته که زمزمه های آغاز فعالیت های انتخاباتی در میان جریان ها و چهره های سیاسی آغاز شد بحث ایجاد کمیته ای متشکل از چهره های باسابقه جریان اصولگرا در جلسه ای با حضور سیاسیون مطرح در حضور رئیس جمهور طرح شد که پس از بحث و بررسی های زیاد و گسترده نهایتا آقایان عسگراولادی و حداد عادل و ولایتی به عنوان بزرگان این جریان برای تشکیل کمیته وحدت انتخاب شدند .

این انتخاب به دلیل پرهیز از سیاسی کاری و سهم خواهی از هر جهت مناسب بود چرا که سبقه سیاسی این افراد به خوبی برای همه سیاسیون و مردم روشن بود و از طرفی افرادی مورد قبول برای همه جریان ها و چهره ها بودند و از طرف دیگر هم می توانستند با یک نگاه وسیع کار وحدت اصولگرایان را به پیش ببرند. اما پس از گذشت مدتی، کم کم زمزمه های افزایش نفرات این کمیته مطرح شد و هر کس به نحوی سعی کرد فرد مورد نظر خود را در این کمیته مستقر کند . در ابتدا جامعه روحانیت مبارز و حوزه علمیه قم نفرات خود را به این کمیته معرفی و سپس جبهه پیروان خط امام و رهبری و جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی و جمعیت رهپویان انقلاب اسلامی نیز نفرات خود را به این کمیته روانه این کمیته کردند . پس از حضور این نمایندگان که از چهره های مطرح اصولگرا نیز هستند افراد دیگری نیز برای جا نماندن از قافله بدون هیچ دلیل و توجیهی به معرفی نماینده به کمیته وحدت اقدام کردند . محمد باقر قالیباف و علی لاریجانی به عنوان شهردار تهران و رئیس مجلس از این دست افراد بودند که نماینده خود را به این کمیته معرفی کردند .

حال معلوم نیست که قرار است کمیته وحدت اصولگرایان به گروه (6+5) و یا (8+7) تبدیل شوند اما به خوبی روشن است که این سهم خواهی ها تنها به محدود کردن دایره اصولگرایان می انجامد . اگر لزوم وجود نماینده ای از طرف شهردار تهران احساس می شود چگونه است که فردی با سابقه سیاسی محسن رضایی که بارها دین خود را به جریان اصولگرایی ثابت کرده است و به خصوص در انتخابات مجلس 78 زیر بار همراهی با اصلاح طلبان نرفته است نباید نماینده ای در این کمیته داشته باشد؟ مهم ترین موضوعی که الان برای جریان اصولگرایی این نیست که فلان آقا و یا بهمان جریان بتوانند فردی را در کمیته داشته باشند که بتواند سهم بیشتری را برای جریان مطبوع خود اخذ نماید بلکه اکنون مهم ترین بحث این است که گفتمان ناب اصولگرایی با محوریت ولایت از بین نرود و مجلس نهم به مجلسی کارآمد با حضور نیروهای وفادار به انقلاب و مومن و کتعهد تبدیل شود .

مجلس جدید نیازمند افراد جوان و جدیدی از جریان اصولگرایی است که با همتی مضاعف قدم در راه پیشبرد اهداف اصولگرایان که همانا مترقی کردن اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی است بگذارند و منویات مقام معظم رهبری را اجرا کنند . به همین دلیل الان باید از کوچک کردن دایره اصولگرایی به چند جریان و چند نفر پرهیز و کنیم و به همه اصولگرایان واقعی و انقلابی فرصت حضور در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی را بدهیم تا بتوانیم دوباره شاهد اقبال مردمی به سمت جریان اصولگرا باشیم.

این یادداشت را در سایت های زیر نیز می توانید بخوانید :

بولتن نیوز      تابناک        بی باک نیوز     عماریون 
 

نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم تیر 1390ساعت 18:46 توسط م.ح.آ|

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , در وبلاگ

                     

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , در وبلاگ

 عهدی با امام جان در شب میلاد پربرکتش

امام معصوم علیه السلام از همه امور هستی با خبر است و به همه هستی احاطه دارد. در روایات آمده که نامه اعمال مردم را در هر هفته، ماه و سال به دست امام آن عصر می دهند و ایشان از اعمال ما با خبر می شوند. در روایات دیگری ذکر شده که در این عصر نامه اعمال ما را در روزهای دوشنبه و جمعه هر هفته به خدمت امام زمان(عج) می دهند. و ایشان با دیدن اعمال خیر و نیک ما خوشحال می شوند و با دیدن اعمال شر و گناه ما غمگین می شوند.

آقا جان از گناهانم شرمنده ام! از این که باعث ناراحتی شما می شوم شرمسارم! از این که خود را محب شما می دانم ولی رفتارم شبیه شما نیست خجالت زده ام! آقا یاری ام کن تا دست از گناه بشویم و موجب رضایت شما شوم.

هیچوقت به این موضوع فکر کرده اید که در کدامین دسته بندی قرار دارید؟ نامه اعمال شما باعث ناراحتی امام زمان علیه السلام می شود و یا باعث خشنودی ایشان؟ براستی چه چیز از این بالاتر که با اعمال خود باعث خشنودی امام عصرمان شویم؟!

همه ما نقاط ضعف و گناهانی داریم که قطعا باعث دلگیری اماممان می شود. برخی زبانشان به غیبت آغشته می شود و عده ای زبان به دروغ می گشایند، آن دیگری مال حرام می خورد و حق دیگران را ضایع می کند.آن یکی تهمت می زند و هتک آبرو می کند. خلاصه هر کس به گناه یا گناهانی مبتلا می باشد.

بیاییم در این روزهای عزیز که ایام ولادت امام عصر(عج) و شادی اهل بیت می باشد با اماممان عهدی ببندیم از سر صدق و راستی که دیگر گرد آن گناهان نرویم و موجب رضایت خدا و اهل بیت و خاصه امام زمان (علیهم السلام) باشیم.

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , در وبلاگ

         

اماما مهدی دلهای بی قرار

 

قدوم زیبا و ملکوتی ات گلباران چشم هایمان

 

 تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , در وبلاگ  

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم تیر 1390ساعت 3:13 توسط م.ح.آ|

هفته نامه 9 دی و مسائلی که نباید به فراموشی سپرد

سیاست یک بام و دو هوای وزارت ارشاد تا کجا؟

بیش تر از دو هفته از توقیف هفته نامه ارزشی 9 دی به صاحب امتیازی حجت الاسلام رسایی نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی می گذرد . در طی این دو هفته اظهار نظرهای گوناگونی از طرف مردم و مسئولان در خصوص این توقیف صورت گرفت اما نکته مهم تر موضع منفعلانه وزارت ارشاد در خصوص توقیف این نشریه بود . با اینکه 9 دی توسط هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف شد اما ابهامات فشار بیرونی برای توقیف این هفته نامه هنوز هم بر طرف نشده است .

در ابتدای توقیف این نشریه مواردی چون اضافه شدن دو صفحه اقتصادی به عنوان عوامل توقیف به رسانه ها اعلام شد که با موضع گیری به جا و به موقع رسانه ها این دلایل جای خود را به چاپ کاریکاتور سید محمد خاتمی به مناسبت سالروز دوم خرداد دادند . اما به راستی چرا 9 دی به محاق توقیف رفت؟ در این دو هفته موافقان و مخالفان توقیف نشریه حمید رسایی اظهار نظر های گوناگونی را پیرامون این توقیف انجام داده اند اما نکته ای بسیار مهم این است که بالاخره اگر 9 دی با درج کاریکاتور یک روحانی مرتکب تخلفی هم شده است می شد با سعه صدر بیشتر و با تذکر و توجه آن را رفع کرد چرا که به هر حال صاحب امتیاز این نشریه خود یک روحانی ولایتمدار است که به هیچ وجه قصد توهین به روحانیت در هر جناح و دسته ای را ندارد .

از طرف دیگر برخوردهای دوگانه وزارت ارشاد و هیئت نظارت بر مطبوعات به این موضوع دامن زده است که ظاهرا سیاست فرهنگی کشور این روزها به سان روزهای اصلاحات شده است با این مشابهت که آن روزها هم باید شلمچه و یالثارات رنگ مظلومیت می دیدند و امروز هم 9 دی و نشریات انقلابی . سال های پایانی دهه 70 و سال های ابتدایی دهه 80 هم روزنامه های زنجیره ای وابسته به افراد خاص فرصت جولان دهی داشتند و بی پروا و بدون کوچکترین واهمه ای به هجمه علیه نظام می پرداختند و امروز هم همان افکار در قالب نشریات و سایت هایی جدید فرصت عرض اندام پیدا کرده اند .

درست در روزهایی که نیروهای ارزشی اصولگرا و فعالان رسانه ای از توقیف هفته نامه 9 دی در نگرانی بودند خبر رفع توقیف روزنامه اعتماد و انتشار مجدد آن و همچنین رفع توقیف هفته نامه شهروند امروز که به سردبیری محمد قوچانی از متهمین بعد از حوادث ریاست جمهوری منتشر می شد بسیاری از دوستداران نظام را ناراحت کرد چرا که سابقه دست اندر کاران این نشریات در حمله به نظام و انقلاب و زیر سوال بردن شخصیت های کشور بر کسی پوشیده نیست و امروز بسیاری از خبرنگاران این دو نشریه یا به جرم اقدام علیه نظام در زندان به سر می برند و یا در شبکه های BBC و VOA مشغول خدمت رسانی به استکبار هستند . حال چگونه است که باید یک نشریه ارزشی از فعالیت متوقف شود تا راه برای عرض اندام دوباره این آقایان باز شود؟

نمونه هایی از این دست بسیار است چه اینکه هم اکنون انتشار ماهنامه آئین وابسته به حزب منحله مشارکت و یا نشریه رونا وابسته به محمد باقر صمیمی چهره بدنام اصلاح طلبان هم اکنون به راحتی روی دکه می آید .آیا هیئت نظارت بر مطبوعات که با چاپ یک کاریکاتور ساده اینچنین رگ قانونگرایی اش بیرون زده است این همه بی قانونی نشریه های اصلاح طلب را نمی بیند و یا خود را به ندیدن زده است؟ البته همه این صحبت ها برای مخفی کاری اشتباه دوستان نشریه 9 دی نیست چرا که به هرحال مر قانون برای همه یکسان است و چاپ کاریکاتور روحانی به هر دلیلی حتی اینکه خاتمی در لباس پیامبر بدترین جنایت ها را در حق کشور کرده است به دلیل اینکه بر خلاف قانون مطبوعات است ممنوع بوده اما چرا در همین موضوع هم کسی نگفت که شاید دوستان 9 دی سهوا این کاریکاتور را به چاپ رسانده اند؟ چرا دوستانی که با رای قاطع به توقیف این هفته نامه رای دادند یک بار حرف خود را با سخن امام راحل که فرمودند "ببینید از کارتان دشمن شاد می شود یا دوستان" نسنجیدند که ببینند از توقیف هفته نامه 9 دی دشمنان انقلاب شاد شدند یا دوستان نظام؟ آیا نمی شد با یک تذکر و یا یک توضیح و حتی یک اخطار تحریریه 9 دی را نسبت به اشتباه خود آگاه کرد؟

آیا نیاز بود با این هجمه رسانه ای توقیف این هفته نامه رقم بخورد که بسیاری از نمایندگان مجلس طرح استیضاح وزیر ارشاد را رقم بزنند؟قطعا هفته نامه 9 دی آخرین نشریه ای نخواهد بود که به این درد مبتلا می شود چرا که متاسفانه برخی ها دوست دارند به نوعی فرهنگ را نیز به سمت و سوی اهداف مورد نظر خود هدایت کنند و درب انتقاد سازنده حتی تند و تیز را گل بگیرند . امیدواریم دوستان هیئت نظارت بر مطبوعات با سعه صدر بیشتر نسبت به بررسی تخلفات نشریات اقدام کنند و فشارهای سیاسی و خارج از حوزه هیئت را در رای خود لحاظ نکنند و امیدواریم دادگاه مسئول رسیدگی به پرونده هفته نامه ارزشی 9 دی نیز به زودی حکم رفع توقیف و سپس رفع پیگرد این نشریه را صادر کند تا باز هم 9 دی با مواضعی انقلابی و با قدرتی بیشتر از قبل به کار مطبوعاتی خود ادامه دهد.

این یادداشت را در لینک زیر می توانید بخوانید :

صراط نیوز        پایگاه اطلاع رسانی حجت الاسلام رسایی

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم تیر 1390ساعت 14:2 توسط م.ح.آ|

فرماندار زرندیه استعفا کرد


مهندس شمس الدین نیک منش فرماندار پرتلاش و مردمی شهرستان زرندیه از سمت خود استعفا کرد .

به گزارش خبرنگار ما مهندس نیک منش از دو هفته قبل به دلیل نبود شرایط کافی برای ادامه خدمت در شهرستان استعفای خود را تقدیم استاندار محترم استان مرکزی کرده بود اما به دلیل مخالفت استاندار و اصرار وی به دامه خدمت فرماندار، این استعفا به تعویق افتاد، اما روز گذشته با تقاضای دوباره فرماندار این استعفا مورد قبول علی اکبر شعبانی فرد قرار گرفت .

متن استعفای فرماندار زرندیه به این شرح است :

جناب آقای مهندس شعبانی فرد

استاندار محترم استان مرکزی

با سلام و احترام

خدمت صادقانه در انقلاب اسلامی ایران در هر جایگاهی بنا به فرموده امام راحل عظیم الشان عبادتی بزرگ است که در نزد حق تعالی محفوز می ماند . امروز در دهه چهرم انقلاب که از سوی رهبر معظم انقلاب اسلامی به دهه پیشرفت و عدالت نامگذاری شده است مسئولان در رده های گوناگون باید با سرلوحه قرار دادن خدمت بی منت همراه با عدالت بکوشند گره ای از کار مردم باز کنند . خوشحالم که در دولت دهم که از مشی انقلابی و مردمی برخوردار است طی دو سال گذشته توفیق خدمت به مردم شهید پرور، قدردان، فهیم ومحروم شهرستان زرندیه را پیدا کردم . اما اکنون به دلیل فقدان شرایط لازم و کافی برای اینجانب در تصدی فرمانداری شهرستان قادر به ادامه فعالیت و خدمت نیستم و از محضر جنابعالی درخواست موافقت استعفا را دارم .

امیدوارم در طول دوران مسئولیت توانسته باشم گام کوچکی در مسیر پیشرفت، عمران ، آبادانی و توسعه این شهرستان برداشته باشم . از خداوند متعال خواستارم تقصیراتم را در دوران مسئولیت فرمانداری زرندیه بپذیرد و عافیت و بهروزی را برای مردم این شهرستان مسئلت دارم .

در پایان از حمایت های و پشتیبانی های مدیریتی و معنوی حضرتعالی و اکثریت معاونین و کلیه مدیران محترم ستادی و استانی در دوران تصدی مسئولیت اینجانب کمال تشکر و تقدیر را دارم . استدعا دارم مراتب تقدیر و تشکر اینجانب را به این عزیزان امر به ابلاغ بفرمایید .

شمس الدین نیک منش

بنا بر این گزارش نیک منش در طول دوران 18 ماهه ای که تصدی فرمانداری شهرستان زرندیه را بر عهده داشت با استفاده از ظرفیت های بالقوه شهرستان خدمات زیادی را به مردم محروم زرندیه ارائه کرد و بودجه جاری این شهرستان را طی این مدت کوتاه از هشت میلیارد تومان به رقمی بالغ بر هشتاد میلیارد تومان رساند . وی در دوران تصدی خود با همکاری مدیران محلی و مردم شهرستان زرندیه را از یک شهرستان محروم و فقیر به شهرستانی در حال توسعه و پیشرفت تبدیل کرد و امروز زرندیه به لطف فعالیت های خالصانه وی به کارگاه کار و فعالیت تبدیل شده است . در دوران مسئولیت وی نرخ بیکاری شهرستان به صفر رسید و اکنون زرندیه تنها شهرستان کشور است که كمترين افراد بيكار را دارد. انجام پروژه های عظیم عمرانی، فرهنگی و اجتماعی، ورزشی و اقتصادی تنها بخشی از تلاش های وی در دوران مسئولیت بوده است .

وی قرار است به زودی در یک مصاحبه مطبوعاتی دستاوردهای دولت دهم در طول دوران مسئولیتش در شهرستان زرندیه را برای مردم شهیدپرور این شهرستان ارائه کند .

گفتنی است شهرستان زرندیه از توابع استان مرکزی و نزدیک ترین شهرستان به استان تهران است که در چند سال اخیر از شهرستان ساوه جدا شده و چندی پیش نیز با رای مجلس شورای اسلامی به عنوان منطقه ویژه اقتصادی معین شده است .

نوشته شده در چهارشنبه هشتم تیر 1390ساعت 14:19 توسط م.ح.آ|


تولد فردا زیبا ترین سالگرد تولد توی کل زندگیم است .

فردا تولد خودم نیست اما از تولد خودم برام مهمتر و زیباتر و باارزش تره

چهارم تیرماه امسال دومین سالی هست که برام قشنگ ترین روز دنیاست .

پس تولد مبارک

نوشته شده در جمعه سوم تیر 1390ساعت 19:40 توسط م.ح.آ|

   

تو آمدی ای عشق مجسم و کعبه از عظمتت ترک خورد

                                   و دنیا مبهوت شجاعت و دلاور مردی و سادگی ات شد

                                                                        و مردم به عدالت و مساواتت سر تعظیم فرود آوردند

تو آمدی تا بفهمیم که چه نعمتی است ولایت و چه گوهری است امام

                                                               تو آمدی تا دروازه شهر علم نبی (ص) بر ما گشوده شود

   تو آمدی تا فخر ما شیعیان باشی

                                                تو آمدی تا ناجی گنهکاران باشی

                                                                                                  تو آمدی تا که با آفتاب آمدنت

                                               شوکت و افتخار پیامبران باشی

تویی که امید و آرزوی دلم هستی                                  به چشم گنهکار من چراغی پرفروغ هستی

گمان کنم که خدا وقتی احسنت گفت                                          علی آفریده بود و احسنت گفت

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم خرداد 1390ساعت 3:0 توسط م.ح.آ|

23 خرداد دلگیر است

23خرداد دوسالی می شود که برای من دلگیر است . شاید تا 23 خرداد 88 این روز هم برای من مانند خیلی روزهای دیگر بود اما در آن روز و در حالی که تنها یک روز از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری گذشته بود درگیری های زیادی به وجود آمد که خود من به شخصه از شب اول برای دفاع از آرمان و اعتقادم و سپر ولایت شدن بر علیه کسانی که که تحریک دشمنان انقلاب به خیابان ها ریختند ایستادم . از همه این ها که بگذریم در سال گذشته یعنی 23 خرداد 1389 اتفاقی در زندگی من افتاد که میتوانم از آن به عنوان تلخ ترین اتفاق زندگیم نام ببرم که برای من سیاه ترین روز بود چرا که در این روز کسی را از دست دادم که تا آخر عمر حسرت اینکه کاش الان بود روی دلم سنگینی می کند . امیدوارم در این روزها خداوند متعال عنایتی بکند تا این مساله برای من برطرف بشود و او دوباره برگردد.

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم خرداد 1390ساعت 17:59 توسط م.ح.آ|

 لحظه های حضور یک ساله شد

 

 


یک سال پیش در چنین روزهایی وبلاگ لحظه های حضور را راه اندازی کردم . آن روزها خبرنگار سیاسی خبرگزاری موج بودم و سعی می کردم مطالب و نظراتم را در این وبلاگ به روز کنم . البته من با وبلاگ و وبلاگ نویسی غریبه نبودم و 4 سال قبل از آن در روزهایی که تنها 15 سالم بود وبلاگ از همه رنگ و یادداشت های یک خبرنگار نوجوان را به روز می کردم که در زمینه های گوناگون بود اما با جدی تر شدن ورودم به عرصه سیاست سال گذشته تصمیم به راه اندازی این وبلاگ گرفتم و بخش هایی از نظرات روزم را در وبلاگ نمایش دادم .

لحظه های حضور با نوشته های ناقص حقیر و ابراز محبت ها و پیوندهای دوستان خوبم در این یک سال پستی ها و بلندی های زیادی را پشت سر گذاشت . برخی دوستان قدیمی ام به خصوص دو سه نفر از کسانی که در سال های دور در کلاس های روزنامه نگاری روزنامه همشهری با هم همکلاس بودیم به وسیله این وبلاگ همدیگر را پیدا کردیم و خاطرات خوب گذشته را مرور کردیم . بسیاری از دوستان جدید به وسیله این وبلاگ به جمع دوستان خوبم اضافه شدند . بسیاری از شخصیت ها و رجال سیاسی و نمایندگان محترم مجلس و چند نفر از وزرا و معاونان وزرا از طریق وبلاگ ابراز محبت هایی می کردند و من را شرمنده خود می کردند که همینجا کمال تشکر را از آنان دارم .

اما یکی از غم انگیز ترین لحظه های حضور برای من حضور نداشتن کسی بود که سال پیش در همین روزها وقتی متوجه شد وبلاگی راه انداخته ام هر روز بهم سر می زد و نوشته هایم برایش اهمیت ویژه ای داشت و در کنارم بود ولی دقیقا یک سال بعد در همین روزها نمی دانم که نگاه های مهربانش بر صفحات لحظه های حضور می افتد یا نه چرا که یه اتفاق بد باعث این جدایی شد و من هنوز چشم به راه لحظه های حضورش هستم .

امیدوارم از این به بعد بتوانم بیشتر به روز باشم و با مطالب جالب تری به روز باشم و بتوانم خواسته خوانندگان عزیز را برآورده کنم و ارتباط های بهتر و بیشتری با اهالی وب داشته باشم .

برادر کوچک شما

محمد حسین آزادبخت

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم خرداد 1390ساعت 16:16 توسط م.ح.آ|

کنفرانس خبری محمود احمدی نژاد و فرصتی که باز هم از دست رفت


آقای رئیس جمهور همیشه سکوت جایز نیست



دومین کنفرانس خبری رئیس جمهور در حالی با حضور خبرنگاران رسانه های داخلی و خارجی در نهاد ریاست جمهوری برگزار شد که پس از لغو این کنفرانس که قرار بود هفته گذشته برگزار شود رسانه های اشتیاق زیادی برای برگزاری هرچه زودتر این نشست داشتند تا بتوانند سوالات گوناگون خود را با توجه به حواشی های بسیاری که این روزها پیرامون دولت وجود دارد مطرح کنند . دکتر احمدی نژاد به روال دیگر کنفرانس های خبری خود بعد از دقایقی صحبت در خصوص مسائل جاری کشور و مسائل بین المللی پاسخگوی خبرنگاران شد اما جنس سوالات مطرح شده در این کنفرانس خبری با دوره های قبل تفاوت داشت .

در کنفرانس خبری دیروز رئیس جمهور، خبرنگاران سوالات گوناگونی را پیرامون مسائل مختلف کشور از هدفمندی یارانه ها تا موضوع وزارت ورزش و جوانان و مسائل مختلف خارجی همچون موضوع مرگ بن لادن و سفر هفته آینده رئیس جمهور به چین و . . . مطرح کردند اما همانطور که پیش بینی می شد مهم ترین موضوعی که در نشست خبری مورد توجه اصحاب رسانه قرار گرفته بود بحث جریان انحرافی و موضوعاتی که در خصوص نزدیکان رئیس جمهور بود . بیش از شش نفر از خبرنگارانی که فرصت حضور در جایگاه سوال از رئیس جمهور را پیدا کردند دغدغه خود را به موضوع جریان انحرافی و خدشه دار شدن چهره دولت در میان دوستان اختصاص دادند اما در کمال تجب دکتر احمدی نژاد به جای شفاف سازی واقعی در این خصوص باز هم به کمترین جواب ها بسنده کرده و در حقیقت از جوابی صریح و بی پرده طفره رفت .

در حالی که روز ها و ماه هاست موضوع جریان انحرافی نزدیک به دولت به نوعی به موضوع اصلی کشور تبدیل شده است و بر خلاف تاکید صریح مقام معظم رهبری که فرمودند مسائل فرعی را به مسائل اصلی کشور تبدیل نکنید ظاهرا جذابیت های خبری این جریان در حدی هست که روزی بدون خبر خاصی از این جریان در رسانه ها نمی گذرد اما کنفرانس خبری امروز فرصت بسیار مناسبی بود تا رئیس جمهور یک بار برای همیشه و به طور قاطعانه موضع خود را در قبال این اخبار ضد و نقیضی که هر روز در رسانه ها مطرح می شود و فضای مسمومی را در بین اقشار جامعه به وجود آورده است روشن کند اما تنها جوابی که احمدی نژاد برای انتقادات گسترده همراهان دولت و کنایه های تحقیر آمیز مخالفان داشت این بود که موضع من تنها سکوت است، سکوت الهام بخش .

این موضع منفعلانه رئیس جمهور در حالی صورت گرفت که رسانه های معاند نظام در ماه های اخیر با استفاده ابزاری از این جریان هجمه های خود را بر علیه نظام سازماندهی کرده اند و جریان اپوزوسیون این حواشی افراد این جریان را دستمایه ای مناسب برای حمله به دولت و زیر سوال بردن کارها و فعالیت های دولت نهم و دهم قرار داده اند . این کار حتی تا جایی پیش رفته است که در کنفرانس دیروز رئیس جمهور خبرنگار یک رسانه آمریکایی که بدترین عملکرد را در قبال کشورمان داشته است و در طول فتنه 2 سال گذشته پیشتاز رسانه های آمریکایی در اقدام علیه نظام بوده است به خود این جرئت را می دهد که بعد از این همه یاوه گویی ها بر علیه ایران بحث مقابله علمای قم با دولت به خاطر این جریان را مطرح کند و به نوعی بخواهد با گرفتن جوابی از رئیس جمهور بر طبل اختلاف افکنی بکوبد .

آقای رئیس جمهور نگارنده این سطور به عنوان فرزند کوچک شما لازم می داند این موضوع را یاد آوری کند که سکوت شما به نظر بسیار طولانی و نا به جا شده است و خود به طولانی شدن روند این شایعه ها دامن می زند . در سعه صدر و آستانه تحمل بالای شما در قبال انتقادات مطرح شده به عملکرد دولت در زمینه های گوناگون هیچ شکی نیست چرا که شما از ابتدای سرکار آمدن و به دست گرفتن کلید کاخ سفید پاستور کم ترین برخوردها را انتقادات مختلف داشتید که با نگاهی کوچک به عملکرد مشابه دولت های قبل به راحتی می توان دریافت که شما مشی انتقاد پذیری را پیشه خود کرده اید اما آقای دکتر این موضوع را فراموش نکنید که برخی انتقاد ها و حرف ها از آستانه قانون و دین و عرف فر اتر می رود و قطعا باعث ضربه زدن به حیثیت نظام و بالاتر از آن خدشه دار کردن چرهه دین که همه هستی ما است می شود .

آقای رئیس جمهور به یاد داشته باشید که حلقه منتقدان دلسوز امروز شما همان دوستداران اصلی شما و راهی هستند که به مدد آن توانستید به جایگاه امروز برسید و قطعا اگر امروز با نگرانی های فراوان انتقادات خود را مطرح می کنند قصدی برای تخریب وجهه دولت ندارند بلکه از سر دلسوزی و احساس وظیفه ای که می کنند جریان به وجود آمده در اطراف شما را به چالش می کشند . در میان این افراد از شخصیت های بزرگی از علما و فضلا و شخصیت های کشوری و لشگری و حتی مردم وجود دارند تا برادر بزرگ خود شما که فکر نمی کنم به غیر از صلاح شما دنبال موضوع دیگری باشد . پس درک کنید که ما همه نگران آن چیزی هستیم که در اطراف شما می گذرد .

آقای دکتر شما در مصاحبه دیروز خود می توانستید با استفاده از فرصت مناسب پوشش کامل رسانه ای و پخش زنده رسانه های مختلف جهان برای همیشه لکه ننگ جریان انحرافی را از خود بزدایید و حداقل برای همه به طور شفاف واضح کنید که چنین جریانی در اطاف شما وجود دارد یا خیر و اگر وجود دارد آن را از خود طرد کنید . کاش شما که مردمی هستید امروز صادقانه برای مردم روشن می کردید که حلقه مدیریتی نزدیک به شما به خصوص از مسئولان ارشد دولت آیا در مفاسد اقتصادی دست دارند یا خیر و اگر ندارند قاطعانه از قوه قضائیه بخواهید با شایعه سازان آن برخورد کنند و اگر دارند خود به حسابشان برسید تا مردم باور کنند هنوز روی آرمان ها استوارید. کاش به جای اینکه بگویید جن گیر ها را که گرفتند بگذارید به کارمان ادامه بدهیم صراحتا ارتباط خود را با رمالی و جن گیری تکذیب می کردید و به مردم نشان می داید که این جریانات برای شما جایگاهی ندارند .

اما در خصوص سکوت شما هم نکته ای که به ذهن می رسد این است که واقعا فکر نمی کنم در این شرایط سکوت شما کمکی به حل این مسائل بکند . باید به یاد داشته باشید که در دوسال گذشته مقام معظم رهبری تاکید زیادی بر این موضوع داشته اند که برخی اوقات سکوت نا به جا تبعاتی به مراتب سنگین تر سخن گفتن و بیان حقایق دارد چرا که بسیاری دندان تیز کرده اند که این سکوت را همراهی شما با جریان انحرافی تعبیر کنند و در نقد ها و تحلیل های خود همین سکوت را تایید این کارها جلوه دهند . بهتر است شما به طور روشن و شفاف و البته صادقانه این موضوع را با مردم در میان بگذارید و حتی اگر در مواردی دولت خطاهایی در قبال همراهی با این جریان انحرافی دارد از مردم عذرخواهی کنید چرا که برخلاف آن چیزی که فکر می کنید امروز دایره فعالیت منسوبین جریان انحرافی از حرف زدن و سخنرانی فراتر رفته و به نفوذ در بسترهای فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی رسیده است .

در همین خصوص وقتی دیروز در جواب خبرنگار دانشجویی این جواب را مطرح کردید که نمی توانید حق آزادی بیان را از هیچ فردی دریغ کنید و افراد می توانند در هر حوزه ای حتی بر خلاف مواضع سخن بگویند بسیار تعجب کردم که شما به عنوان پرچمدار مبارزه با انحراف و قدرت و . . . چه طور به حرف خود که اعتقاد دارید آزادی بیان تنها یک سقف دارد و آن هم قانون است عمل نمی کنید؟ آیا به نظر شما اظهار نظر های خلاف واقع منسوبین جریان انحرافی که اصل عقاید و باورهای مردم که انعکاس آن در قانون مطرح شده است حد مجاز آزادی بیان را رد نکرده است؟ آقای دکتر آزادی بیان وقتی از حد خود بگذرد خدعه و انحراف را به دنبال دارد و انحراف اولین کارش متزلزل ساختن پایه های نظام است پس نگذارید به راحتی برخی به سست کردن این پایه ها بپردازند . از طرف دیگر بد نیست کمی چشم هایتان را باز کنید و ببینید این افراد آزادی بیان را دستمال خوشرنگی برای پنهان کردن چنگ اندازی های خود به بیت المال و انتصاب افراد نالایق و زمینه چینی نفوذ های گسترده قرار داده اند .

به هرحال دومین کنفرانس خبری شما هم با همه حاشیه هایش تمام شد و تنها مطالبه ی به حقی که از بسیاری از نخبگان سیاسی و چهره های اصولگرا و حتی مردم باقی ماند این است که آقای رئیس جمهور سکوت مرگبار خود را بشکنید اما صادقانه . 

این یادداشت را در لینک های زیر نیز می توانید بخوانید :

تابناک         بولتن نیوز       شمال نیوز     عماریون    بی باک نیوز     صراط

آتی نیوز     پایگاه خبری عروج       نهضت سبز نبوی    

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم خرداد 1390ساعت 14:35 توسط م.ح.آ|

چه کسانی باعث


مظلومیت امام خامنه ای (مدظله) می شوند؟


ديروز سيد حسن نصرالله در همايش «نوآوري و اجتهاد از ديدگاه آيت‌الله خامنه‌اي» حرف‌هايي به ميان آورد كه بايد به طور جدي مورد بررسي و تبيين قرار گيرد. سيد حسن در بخشي از سخنان خود به صراحت از «مظلوميت» رهبر انقلاب سخن گفته و چنين عنوان كرد:

«ما خود را در برابر شخصيت بزرگ و استثنايي از اين حيث ملاحظه مي‌كنيم و مي‌بينيم كه بسياري در اين امت هستند كه از اين شخصيت والا آگاهي و شناختي جز اندك ندارند و به همين دليل است كه به‎جرأت مي‌توانيم بگوييم كه ايشان ميان امت اسلام و حتي در ايران چقدر مظلوم هستند؛ حتي ايشان در مهمترين بعد شخصيتي‌شان كه همان بعد سياسي و رهبري است هنوز شناخته شده نيستند، چون شخصيتي است كه دشمنان از يك سو آن را محاصره كرده‌اند و از سوي ديگر دوستان آن‎گونه كه بايد حق اين شخصيت را ادا نمي‌كنند.»

حال سؤالي كه مطرح مي‌شود اين است كه چه كساني باعث «مظلوميت» امام خامنه‌اي شده‌ يا مي‌شوند؟ اصلا چرا بايد برخي افراد باعث مظلوميت امام جامعه بشوند؟ اين افراد چه سودي از مظلوميت امام مي‌برند؟ مظلوميت امام جامعه چه نفعي براي آنان خواهد داشت؟ در پديد آوردن اين مظلوميت كدام قشر يا طبقه يا جريان دخيل هستند؟

البته همان‌طور كه مي‌دانيد مسأله‌ي «مظلوميت امام» تنها محدود به اين دوران نمي‌شود. چنان‌چه حضرت روح‌الله نيز در مظلوميت بود. كه اگر نبود هيچ‌گاه «جام زهر» را به تحميل برخي از اطرافيان سر نمي‌كشيد. ما رگه‌هاي اين مظلوميت امام جامعه را در طول تاريخ اسلام هم مي‌توانيم ببينيم. كما اين‌كه مستندات و شواهد تاريخي دالّ بر مظلوميت پيامبر اكرم (ص)، حضرت امير المومنين (ع)، امام حسن و حسن (ع) و مابقي معصومين عليهم السلام دارد. پس ضروري است كه ريشه‌هاي اين مظلوميت را بشناسيم و كذا كساني كه باعث به وجود آوردن چنين مظلوميتي شده و مي‌شوند.

چنان‌چه مي‌دانيد هر جامعه‌اي از دو بخش بزرگ نخبگان و مسئولين حكومتي و مردم تشكيل شده است. نخبگان و مسئولين يعني كساني كه در رأس حكومت و جامعه قرار دارند و در بسياري از موارد، مردم در مواقع و مقاطع مختلف به آنها رجوع مي‌كنند. حال بايد سؤال پرسيد كدام دسته از اين افراد باعث مظلوميت رهبري شده‌اند؟ دسته‌ي اول يا دسته‌ي دوم؟ نخبگان يا مردم؟

طبق فرمايش سه روز پيش رهبر انقلاب در حرم امام خميني، قاعدتا اين مظلوميت از سوي مردم به وجود نيامده است. زيرا ايشان در اين مراسم شهادت بر استواري مردم در صراط انقلاب داده و فرمودند:

«من در اينجا، در جوار مرقد مطهر امام، در جوار ارواح طيبه‌ى شهدائى كه در اين گلزار معنوى - بهشت زهرا - به خاك سپرده شده‌اند، شهادت ميدهم كه ملت ما اين راه را خوب حركت كرده است، راه امام را حفظ كرده است. من به چشم مى‌بينم و ميتوانم گواهى بدهم كه جوانان انقلابى امروز ما، از جوانان انقلابى آغاز انقلاب، اگر از لحاظ ايمان و تقوا و استحكام عقيده بهتر نباشند، عقب‌تر نيستند. من از صميم قلب و از بن دندان گواهى ميدهم و  اعتقاد دارم كه بهترين نقش را مردم ايفاء كرده‌اند؛ ارزشها را نگه داشته‌اند، حفظ كرده‌اند و پاى آن ايستاده‌اند؛ مردم بودند كه نقشه‌هاى دشمنان ما را خنثى كردند.»


بنابراين اين مظلوميت از ناحيه‌ي مردم ناشي نشده است. نتيجه آنكه بايد اين موضوع را در بين طبقه نخبه و خواص جامعه مورد بررسي قرار داد. اين دقيقا همان موضوعي است كه رهبر انقلاب سال‌ها پيش نيز در مورد آن صحبت كرده و خطر آن را گوشزد كرده‌اند. رهبر انقلاب در خرداد ماه سال 1375 و در جمع فرماندهان لشگر 27 محمد رسول‌الله درباره‌ي خواص چنين مي‌فرمايند:

«خواصِ طرفدارِ حق، دو نوعند. يك نوع كسانی هستند كه در مقابله با دنيا، زندگی، مقام، شهوت، پول، لذّت، راحت، نام و همه‌ی متاعهای خوبْ قرار دارند. اينهايی كه ذكر كرديم، همه از متاعهای خوب است. همه‌اش جزو زيباييهای زندگی است. «متاع الحياة الّدنيا.» متاع، يعنی بهره. اينها بهره‌های زندگی دنيوی است. در قرآن‌كه می‌فرمايد «متاع الحياة الدنيا»، معنايش اين نيست كه اين متاع، بد است؛ نه. متاع است و خدا برای شما آفريده است. منتها اگر در مقابل اين متاعها و بهره‌های زندگی، خدای ناخواسته آن قدر مجذوب شديد كه وقتی پای تكليفِ سخت به ميان آمد، نتوانستيد دست برداريد، واويلاست! اگر ضمن بهره بردن از متاعهای دنيوی، آن‌جا كه پای امتحان سخت پيش می‌آيد، می‌توانيد از آن متاعها به راحتی دست برداريد، آن وقتْ حساب است.

می‌بينيد كه حتّی خواصِ طرفدارِ حق هم به دو قسم تقسيم می‌شوند. اين مسائل، دقّت و مطالعه لازم دارد. بر حسب اتّفاق نمی‌شود جامعه، نظام و انقلاب را بيمه كرد. بايد به مطالعه و دقّت و فكر پرداخت. اگر در جامعه‌ای، آن نوعِ خوبِ خواصِ طرفدارِ حق؛ يعنی كسانی كه می‌توانند در صورت لزوم از متاع دنيوی دست بردارند، در اكثريت باشند، هيچ وقت جامعه‌ی اسلامی به سرنوشت جامعه‌ی دوران امام حسين عليه‌السّلام مبتلا نخواهد شد و مطمئنّاً تا ابد بيمه است. اما اگر قضيه به عكس شد و نوع ديگرِ خواصِ طرفدار حق - دل سپردگان به متاع دنيا. آنان كه حق شناسند، ولی درعين‌حال مقابل متاع دنيا، پايشان می‌لرزد - در اكثريت بودند، وامصيبتاست!»

 

ايشان گويا از سال‌ها پيش، حوادث اين روزهاي جامعه را ديده و پيش‌بيني مي‌كردند. روزهايي كه برخي از حضرات خواص و به اصطلاح استوانه‌ي نظام با توهّم اين‌كه اعتبار آنها اعتبار نظام است و از ترس به خطر افتادن اين اعتبار و پست و مناصب دنيوي، عمل به موقع و به هنگام انجام نمي‌دهند:

«اگر كسانی برای حفظ جانشان، راه خدا را ترك كنند و آن‌جا كه بايد حق بگويند، نگويند، چون جانشان به خطر می‌افتد، يا برای مقامشان يا برای شغلشان يا برای پولشان يا محبّت به اولاد، خانواده و نزديكان و دوستانشان، راه خدا را رها كنند، اگر عده‌ی این‌ها زیاد باشد آن وقت دیگر واویلاست. آن وقت حسين‌بن‌علی‌ها به مسلخ كربلا خواهند رفت و به قتلگاه كشيده خواهند شد. آن وقت، يزيدها بر سرِ كار می‌آيند و بنی‌اميّه، هزار ماه بر كشوری كه پيغمبر به وجود آورده بود، حكومت خواهند كرد و امامت به سلطنت تبديل خواهد شد، امامت به سلطنت تبديل خواهد شد!»

 

دنيا طلبي و حرص به متاع دنيا مسأله‌اي است كه همواره حضرت‌ش بر آن تأكيد داشته و خطرش را به مسئولين و نخبگان حكومتي گوشزد كرده‌اند. اگر عافت دنياطلبي گريبانگير خواص جامعه شود آن وقت است كه در محله‌ي عمل نمي‌توانند به وظيفه‌ي ديني و تاريخي خود عمل كنند:

«وقتی خواصِ طرفدارِ حق، يا اكثريت قاطعشان، در يك جامعه، چنان تغيير ماهيت می‌دهند كه فقط دنيای خودشان برايشان اهميت پيدا می‌كند؛ وقتی از ترس جان، از ترس تحليل و تقليل مال، از ترس حذف مقام و پست، از ترس منفور شدن و از ترس تنها ماندن، حاضر می‌شوند حاكميت باطل را قبول كنند و در مقابل باطل نمی‌ايستند و از حق طرفداری نمی‌كنند و جانشان را به خطر نمی‌اندازند؛ آن گاه در جهان اسلام فاجعه با شهادت حسين‌بن‌علی عليه‌السّلام - با آن وضع - آغاز می‌شود. حكومت به بنی‌اميّه و شاخه‌ی مروان» و بعد به بنی‌عبّاس و آخرش هم به سلسله‌ی سلاطين در دنيای اسلام، تا امروز می‌رسد!»

و نيز:

«اگر خواص امری را كه تشخيص دادند به موقع و بدون فوت وقت عمل كنند، تاريخ نجات پيدا می‌كند و ديگر حسين‌بن‌علی‌ها به كربلاها كشانده نمی‌شوند. اگر خواص بد فهميدند، دير فهميدند، فهميدند اما با هم اختلاف كردند؛ كربلاها در تاريخ تكرار خواهد شد.»

 

حوادث اين يكي دو سال اخير از تاريخ انقلاب نشان داد كه اين خواص «ترسو» و «عافيت‌طلب»‌اند كه علل اصلي به وجود آوردن اين قضاياي ناگوار و در نتيجه مظلوميت امام هستند. بدون شك آن خواصي كه اعتبار و آبروي خود و خانواده‌شان را مهم‌تر از اعتبار و آبروي نظام و اسلام دانستند گناه‌شان كمتر از دشمنان نيست. در چنين وقتي است كه امام جامعه مظلوم خواهد شد. و از آن بالاتر، خداي نكرده به مسلخ شهادت خواهد رفت:

«وقتی كه از ريخته شدن خونمان ترسيديم؛ از هدر شدن پول و آبرو ترسيديم؛ به خاطر خانواده ترسيديم؛ به خاطر دوستان ترسيديم؛ به خاطر منغّص شدن راحتی و عيش خودمان ترسيديم؛ به خاطر حفظ كسب و كار و موقعيت حركت نكرديم؛ به خاطر گسترش ضياع و عقار حركت نكرديم؛ معلوم است ديگر! ده تن امام حسين هم سرِ راه قرار بگيرند، همه شهيد خواهند شد و از بين خواهند رفت! كمااين‌كه اميرالمؤمنين عليه‌الصّلاة والسّلام شهيد شد؛ كما اين‌كه امام حسين عليه‌السّلام شهيد شد.»

البته از اثرات همين وقايع دو سال گذشته و فتنه‌ي 88 - با همه‌ي بدي‌هايي كه داشت- اين است كه باعث افزايش سطح بصيرت و هوشياري مردم شد. حالا ديگر مردم ايران خيلي خوب به حقيقت برخي خواص بي بخار پي برده‌اند. مردم ايران حالا خيلي خوب مي‌فهمند كه اگر يكي از اين حضرات مي‌گويد: «فداكاري‌هاي مردم در دوران جنگ ناشي از اعتماد آن‌ها به نظام بود كه با عشق و اعتماد به قتلگاه رفتند. ما از اين سرمايه و اعتماد در همه مبارزات استفاده كرديم و تا اين اواخر از آن استفاده مي‌نموديم.» و يا «فريبكاري‌ها موقت است، آمار دروغ دادن، ادعاي دروغ كردن، پول بيخودي مصرف كردن كه مردم مي‌فهمند يك بازي است و بيت‌المال را به غارت بردن براي خريد چند راي و امثال اين چيزها ديگر در مردم جواب نمي‌دهد. حتي اگر مردم نياز داشته باشند اين پول را مي‌گيرند، ولي لعنت‌شان هم مي‌كنند.»، خاستگاه آن و دلائل گفتن اين مسائل چه چيزي است. كه اگر اين آقايان واقعا دلسوز انقلاب و نظام و مردم بودند چرا در فتنه‌ي 88 نه تنها عليه به وجود آورندگان اين حادثه صحبتي نكردند كه در چندين مورد دست به حمايت معنوي از آنان هم زدند. اگر واقعا دلسوز انقلاب‌ند چرا با برخي فرزندان خود كه طبق مستندات محكم، جزو عوامل اصلي به وجود آوردن فتنه‌ي 88 بوده و اكنون نيز از دامن عدالت گريخته‌اند برخورد نمي‌كنند؟

مردم ايران حالا خيلي خوب مي‌فهمند كه وقتي برخي نمايندگان به اصطلاح اصولگراي مجلس، نمي‌خواهند دستورات رهبر انقلاب چون طرح «خود نظارتي» را عملي كنند چه دليل و اهدافي دارند.

مردم ايران حتي حالا ديگر خيلي خوب فرق بين دولت خدمتگزار و جريان انحرافي موجود در آن را فهميده و بين اين دو تميز قائل مي شوند.

و اينها همه باعث شده تا ابهت بي‌خودي اين خواص دنياطلب و مصلحت انديش بشكند و ديگر براي مردم ارزشي نداشته و حتي به حرف‌هاي آنان نيز وقعي ننهند. براي اثبات اين مدعا كافي است فقط نيم نگاهي به شعارهاي مردم در تجمعات با شكوه 9دي، 22 بهمن، روز قدس و ... بياندازيد.

انشاء‌الله به حول و قوه‌ي الهي مردم ايران به تاريخ نشان مي‌دهد كه نخواهد گذاشت بار ديگر امام جامعه به «مظلوميت» كشيد شود. تحولات پيش‌رو نشان مي‌دهد كه به مدد الهي هر روز بر «عزت» رهبر انقلاب و ايضا «ذلت» دشمنان او افزوده خواهد شد. و اگر «جام زهر»ي هم باشد به مدد حضور مردم، اين بار اين خواص دنياطلب بي‌بصيرت‌اند كه بايد سر بكشند.

نوشته شده در سه شنبه هفدهم خرداد 1390ساعت 15:36 توسط م.ح.آ|

شهادت دهمین نور حقیقت آسمان

امام مهربانی ها


حضرت امام علی النقی الهادی (ع)



بر عموم شیعیان راستینش تسلیت باد .

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم خرداد 1390ساعت 11:53 توسط م.ح.آ|

سازمان میراث فرهنگی، از حسین مرعشی تا روح الله احمد زاده

 

میراث میهمانان ناخوانده برای فرهنگ

 

 

 وقتی در ابتدای دهه هشتاد قرار شد سازمان گردشگری به یکی از معاونت های رئیس جمهور تبدیل شود تا با استفاده از امکانات بهتر و نظارت مستقیم شخص اول دولت میراث رو به نابودی فرهنگ ایران جانی دوباره بگیرد هیچ کس گمان نمی کرد در ابتدای دهه نود این سازمان با کمترین بازده کاری به محل رفت و آمد افرادی تبدیل شود که بیشتر از اینکه دغدغه فرهنگ و گردشگری و صنایع دستی داشته باشند دوست دارند یک معاون با نفوذ سیاسی برای رئیس جمهور باشند و منافع خود را دنبال کنند . سازمان میراث فرهنگی که قرار بود یکی از تاثیرگذارترین نهادها در حفظ و حراست از فرهنگ و تمدن ایرانی باشد تنها به محلی برای عرض اندام های سیاسی تبدیل شد و در این میان تنها چیزی که مظلوم واقع شد در واقع همان فرهنگ بود. چند روز قبل نیز در ادامه همین روند پرحاشیه سازمان روح الله احمد زاده کرمانی استاندار حاشیه ساز فارس به عنوان چهارمین معاون رئیس جمهوری که سکان هدایت سازمان را بر عهده می گیرد به ساختمان خیابان آزادی رفت تا این سازمان همچنان به سیر خود ادامه دهد.

بحث الحاق سازمان گردشگری سابق به نهاد ریاست جمهوری و تشکیل معاونتی برای شخص رئیس جمهور در این حوزه در دولت دوم سید محمد خاتمی آغاز شد و پس از کش  و قوس های فراوان بالاخره به نتیجه رسید . اولین کسی که توانست ردای این معاونت تازه شکل گرفته را به تن کند مرد با نفوذ حزب کارگزاران سازندگی یعنی حسین مرعشی بود .مرعشی که آن روزها در غالب سخنگوی حزب کارگزاران سازندگی مطرح بود در حالی در مشاغل مختلفی همچون نمایندگی مجلس و ریاست دفتر رئیس جمهور را تجربه کرده بود یکی از کسانی بود که لابی زیادی از سوی کارگزاران برای به قدرت رسیدن خاتمی انجام داده و به دلیل نسبت فامیلی با اکبر هاشمی رفسنجانی از نفوذ بالایی برخوردار بود و به همین جهت توانست سکان هدایت این معاونت را در دست بگیرد . مرعشی در حالی به این سمت که بیشتر به یک نیروی کارآمد نیاز داشت منصوب شد که دانش آموخته رشته اقتصاد بود و در سوابق مدیریتی خود بیشتر به کارهای سیاسی پرداخته بود و به همین دلیل ریشه این سازمان از ابتدا با سیاست گره خورد.

در حالی که اساس سازمان میراث فرهنگی بر توسعه فرهنگی به خصوص در حوزه شناخت فرهنگ و تمدن ایران زمین و رونق گردشگری به عنوان یکی از صنعت های پردرآمد جهان شکل گرفته بود اما شاید در همه این سال ها این اساس مهم به برگزاری چند همایش و سمینار و همکاری با آژانس های مسافرتی محدود شده و در عمل هیچ کدام از بنیاد های شکل گیری این سازمان در قالب جدید محقق نشد. حسین مرعشی در زمان مدیریت خودش بر این سازمان بیشتر از اینکه دغدغه رفع مشکلات این حوزه را داشته باشد دغدغه حضور بیشتر نیروهای کارگزاران در بدنه اجرایی کشور را داشت و عملا سازمان را به محلی برای پیشبرد اهداف حزبی تبدیل کرد.  وی در دوران مدیریت خود نیروهای سیاسی کارگزاران را وارد این سازمان کرد و عملا فضا را برای سواستفاده های اقتصادی در بستر های مستعد میراث فرهنگی فراهم کرد.

در حالی که کشور ما با تمدن 3000 ساله یکی از مناطق مهم جهان در حوزه های مختلف فرهنگی، گردشگری و . . . بوده است اما رهاورد تلاش یک دهه این سازمان تنها از بین رفتن هرچه بیشتر آثار باستانی و فرهنگی ایران بوده است . امروز شاید وقتی خبر تخریب دهکده های باستانی و سرقت اشیاء تاریخی را بشنویم کمترین واکنشی نشان ندهیم و برایمان عادی شده باشد اما یادمان باشد که سازمان میراث فرهنگی به وجود آمد که حافظ همین هویت ها باشد .

با حضور محمود احمد نژاد در خیابان پاستور کلید ارگ آزادی به اسفندیار رحیم مشایی فرد کمتر شناخته شده آن روزها و مرد نام آشنای این روزهای سیاست سپرده شد. مشایی که به مانند معاون قبل خود دانش تخصصی این سازمان را نداشت دانش آموخته مهندسی الکترونیک دانشگاه صنعتی اصفهان بود و مهم ترین سوابق فرهنگی کارنامه او مدیریت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران و مدیریت رادیو تهران بود. رحیم مشایی با حضور در راس سازمان میراث فرهنگی باز هم این سازمان را به محلی برای سیاسی کاری ها و رانت های پی در پی تبدیل کرد . وی با آوردن افراد جدید و بی تخصص در حوزه تاریخی و گردشگری عملا تلاش کرد نیروهای سازماندهی شده مورد علاقه و همسو با خود را در این سازمان وارد کند . نیروهایی مانند بقایی و ملک زاده و غیره در حالی که نه سابقه ای در این حوزه مهم داشتند و نه سر رشته ای از این امور در چهار سال اول دولت احمدی نژاد سازمان میراث فرهنگی را به بدترین وجه ممکن اداره کردند .

امروز با نگاهی کوچک به سرونشت غمباری که بر میراث تاریخی و فرهنگی ما می رود می توان به خوبی دریافت که این سازمان بسیار از اهداف خود دور شده است . امروز صنعت صنایع دستی ایران که یکی از نمادهای معرفی ایرانیان در جهانیان بود و در گذشته ای نه چندان دور رونق خوبی برای بسیاری از فعالان این حوزه داشت از تب و تاب خود افتاده است و به صنعتی مرده تبدیل شده است . صنعت گردشگری که در جهان به نام توریسم شناخته می شود نیز از این قائده مستثنی نیست   . کشوری که از چهار فصل طبیعت برخوردار است و در هر گوشه گوشه اش آثار باستانی و جاذبه های گردشگری فراوانی دارد هیچ صنعت گردشگری فعالی ندارد و عملا از گردش مالی بالای این صنعت بی بهره است . در حوزه میراث باستانی هم که دیگر نیازی به گفتن نیست چرا که از بین رفتن آثار باستانی در جای جای کشورمان به خوبی موید این موضوع است که کمترین کاری در این حوزه ها صورت نمی گیرد . معلوم نیست بودجه های میلیاردی میراث فرهنگی به کجا می رود چرا که ظاهرا کسی در این سازمان تنها دغدغه ای که وجود ندارد دغدغه میراث فرهنگی است .

با عزیمت پر سر و صدای رحیم مشایی به معاونت اول رئیس جمهور و بعد هم دفتر رئیس جمهور صندلی دوست داشتنی و پرنفوذ میراث فرهنگی به قائم مقام وی یعنی حمید بقایی رسید . بقایی که در رشته IT تحصیل کرده بود سومین معاون رئیس جمهوری بود که با تخصص های غیر مرتبط به این سمت می رسید انگار که قرار نبود یک کاردان این حوزه مدیریت این سازمان منفعل را بر عهده بگیرد . بقایی نیز در مدیریت سازمان راه هم صنفان قبل از خود را ادامه داد و پر سر و صدا ترین کاری که با تبلیغات فراوان آن را انجام داد آوردن منشور کوروش به ایران بود . منشوری که در قبال دادن امتیازات فرهنگی به موزه های انگلیس به ایران آمد و در طول حضورش در ایران حاشیه های فراوانی را به همراه داشت . 

بقایی در طول مدت حضور دو ساله اش در سازمان در ادامه راه رحیم مشایی کارهای عظیمی که باید در سازمان مطبوعش انجام می شد را تحت لوای موضوع مکتب ایرانی پنهان کرد و با طرح این موضوعات تلاش کردند عملکرد بد خود را در سازمان به نوعی توجیه کنند . در دوره بقایی نیز هیچ کار مهم و تاثیرگذاری در حوزه میراث فرهنگی انجام نشد و لابی های سیاسی این سازمان نیز ادامه پیدا کرد . اما بقایی که دوست داشت حوزه نفوذش بیشتر باشد به معاونت اجرایی رفت و یکی از نیروهای نزدیک به خود جانشینش شد . روح الله احمد زاده جوان که اتفاقا او هم تحصیلاتی در حوزه کاری جدیدش ندارد در حالی با دکترای مدیریت روانه این سازمان شده است که کمترین سابقه اجرایی را در کارنامه خودش دارد و در طول دوران حضورش در استان فارس بیشترین حاشیه سازی ها را به وجود آورد . وی که تا قبل از استانداری یک فعال رسانه ای به شمار می آمد به مدد تعریف و تمجید های بی حد و حصر از رئیس دفتر رئیس جمهور به استانداری و حالا به معاونت رئیس جمهور رسیده است اما آیا کسی حالا این سوال را می کند که واقعا این سازمان نباید بعد از یک دهه از عمر خود کاری در حوزه فرهنگ انجام دهد و آیا نباید یک نیروی فرهیخته که به خوبی در حوزه میراث فرهنگی اشراف دارد در آن به مدیریت بپردازد . چرا باید یک نگاه پایین دستی به این سازمان وجود داشته باشد و مساله دار ترین شخصیت های سیاسی فقط به صرف واگذاری مسئولیت در آن حضور پیدا کنند .

به راستی آیا احمدزاده جوان که با یک مسئولیت سیاست های گذشته خود در قبال رئیس دفتر رئیس جمهور را تغییر می دهد و در دوران استانداری رانت های مالی زیادی را به ارمغان آورده است در طول حضور در این سازمان چه کاری جز اطاعت های بی چون و چرا و حفظ روند سیاسی کاری های این معاونت رئیس جمهور می تواند انجام دهد.

 یادداشت را در لینک های زیر می توانید بخوانید:

صراط نیوز

نوشته شده در دوشنبه دوم خرداد 1390ساعت 16:24 توسط م.ح.آ|


آخرين مطالب
» یادداشت انتخاباتی
» پشت پرده
»
» تحلیل
»
» عید نوروز مبارک
»
»
»
» یادداشت
Design By : Pars Skin